شعر مناجات امام حسين (ع)

سلام آقا

سلام آقا منم غلام سیاتون

خیلی دلم تنگ شده بود براتون

چطوری با زحمتامون آقاجون؟

میخوام باهات حرف بزنم فراوون


ویزای کربلا

وقت سحر, دعای مرا مُهر می کنند

با اشک, نامه های مرا مُهر می کنند

این اربعین نشد,ولی یک روز میرسد

ویزای کربلای مرا مُهر می کنند

محمد کاظم نیا

ماه محرم تمام شد

ای وای من که ماه محرم تمام شد

ماه عزا و نوحه و ماتم تمام شد

از “کاف” و “ها” گذشته به “…رکزا” رسیده است(۱)

فصل نزول سوره ی مریم تمام شد

ای کشتی فتاده به دریای غم حسین

ای کشتی فتاده به دریای غم حسین

ای سایه ات همیشه به روی سرم حسین

دائم مسیح می کند از هر دمم ظهور

وقتی میان روضه نفس می زنم حسین

خاک پای تو کافیست

برای مثل منی خاک پای تو کافیست

برای مرده ی عشقت صدای تو کافیست  

برای اینکه بفهند تو کیستی آقا

نظر به حال و هوای گدای تو کافیست  

حسینیه

ما روضه دار حضرت خیرالنسا شدیم

در روضه های حضرت مادر فدا شدیم

شکر خدا که نان حسنیه می خوریم

شکر خدا که از همه عالم رها شدیم

مادرم حضرت زهراست خدا می داند

همه ی رحمت حق را به گدا بخشیدند

به گدایان شما دست دعا بخشیدند

نفسم تنگ شد از جرم و خطا و نیرنگ

تا که رفتم به حریم تو هوا بخشیدند

چون چاره نیست میگذرم…

با خواهرت چگونه بگویم غم تو را

دق میکند چو بشنود او ماتم تو را

تنها چگونه جمع کنم داخل عبا

از جای جای دشت تن درهم تو را 

برات کربلا

باز آمدیم و جمع شدیم از برایتان

تا رزق مان دهی که بباریم پایتان

راه نفس کشیدنمان تنگ می شود

هر جا که یاد می شود از کربلایتان

از هرچه هست و نیست دگر بی نیاز شد

از هرچه هست و نیست دگر بی نیاز شد
دست کسی که پیش کریمان دراز شد

در لطف با گدا, چه کسی بهتر از حسین؟
لب تر نکرده ایم در خانه باز شد

سردار

آقا! تو را «آقا» مرا «نوکر» نوشتند

یعنی تو را اوّل مرا آخر نوشتند

 

روی سیاه من یقیناً حکمتی داشت

شکر خدا نام مرا قنبر نوشتند 

زندگی چیز دیگری شده

زندگی چیز دیگری شده است تا به نامت رسیده ایم حسین

عشق سوغات کربلاست اگر مزه اش را چشیده ایم حسین

هر دلی را به دلبری دادند هر سری را به سروری دادند

ماکه هر وقت گفته ایم خدا از خدایت شنیده ایم:حسین

دکمه بازگشت به بالا