آفتابید و من غبارمتان
مثل گردی که بی قرارمتان
اتفاقی اسیرتان نشدم
روزگاری ست که دچارمتان
آفتابید و من غبارمتان
مثل گردی که بی قرارمتان
اتفاقی اسیرتان نشدم
روزگاری ست که دچارمتان
زمین و کلّ فلک,هفت آسمان,دنیا
فقط برای حسین آفریده شد اصلاً
بخوان نماز و عبادت بکن خدا را چون…
سرش برای همین ها بریده شد اصلاً
سلام آقا منم غلام سیاتون
خیلی دلم تنگ شده بود براتون
چطوری با زحمتامون آقاجون؟
میخوام باهات حرف بزنم فراوون
وقت سحر, دعای مرا مُهر می کنند
با اشک, نامه های مرا مُهر می کنند
این اربعین نشد,ولی یک روز میرسد
ویزای کربلای مرا مُهر می کنند
محمد کاظم نیا
ای وای من که ماه محرم تمام شد
ماه عزا و نوحه و ماتم تمام شد
از “کاف” و “ها” گذشته به “…رکزا” رسیده است(۱)
فصل نزول سوره ی مریم تمام شد
ای کشتی فتاده به دریای غم حسین
دائم مسیح می کند از هر دمم ظهور
برای مثل منی خاک پای تو کافیست
برای مرده ی عشقت صدای تو کافیست
برای اینکه بفهند تو کیستی آقا
نظر به حال و هوای گدای تو کافیست
ما روضه دار حضرت خیرالنسا شدیم
در روضه های حضرت مادر فدا شدیم
شکر خدا که نان حسنیه می خوریم
شکر خدا که از همه عالم رها شدیم
همه ی رحمت حق را به گدا بخشیدند
به گدایان شما دست دعا بخشیدند
نفسم تنگ شد از جرم و خطا و نیرنگ
تا که رفتم به حریم تو هوا بخشیدند
با خواهرت چگونه بگویم غم تو را
دق میکند چو بشنود او ماتم تو را
تنها چگونه جمع کنم داخل عبا
از جای جای دشت تن درهم تو را
باز آمدیم و جمع شدیم از برایتان
تا رزق مان دهی که بباریم پایتان
راه نفس کشیدنمان تنگ می شود
هر جا که یاد می شود از کربلایتان
از هرچه هست و نیست دگر بی نیاز شد
دست کسی که پیش کریمان دراز شد
در لطف با گدا, چه کسی بهتر از حسین؟
لب تر نکرده ایم در خانه باز شد