به لطف شاه کرم , باز روزه میگیرم
شکسته بال و پرم , باز روزه میگیرم
اگر شود برسم کربلا در این رمضان
کنار تاج سرم , باز روزه میگیرم
به لطف شاه کرم , باز روزه میگیرم
شکسته بال و پرم , باز روزه میگیرم
اگر شود برسم کربلا در این رمضان
کنار تاج سرم , باز روزه میگیرم
با درد آمدیم امان را طلب کنیم
مهمان نوازی رمضان را طلب کنیم
ما سالهاست قسمتمان خشکسالی است
دریا کجاست اشک روان را طلب کنیم
می کنم از تو فرار اما صدایم می کنی
من غریبم با تو اما آشنایم می کنی
مهربانتر هستی از مادر برای بنده ات
اشتباه است این هراس اینکه رهایم می کنی
خبر آمد رمضان است خدا… میبخشد
بی کم وکاست وبی چون وچرا میبخشد
معصیت کارترین باشی اگر با توبه
وسط بزم مناجات و دعا میبخشد
ای پناه تمام عالمیان
خواهرت بی پناه عالم شد
قامتش زیر بار این غم ها
باز هم مثل کربلا خم شد
روزگاری پر از صفا بودیم
مرد میدان هر بلا بودیم
دورمان هرچه بود خوبی بود
از دروغ و ریا جدا بودیم
مادر بساط اشک و دعا را بپا بکن
سجاده پهن بکن خدا را صدا بکن
تسبیح خود دوباره به دستت بگیر و باز
بعد از نماز, دست به سوی خدا بکن
دادند براتم که گدایی بکنم
در پیش کریم خود نمایی بکنم
بر حال دل خویش دعایی بکنم
وقتش شده تا خدا خدایی بکنم
بار ز گنه آورده ام اما به امیدی
من رو زده ام باز خدایا به امیدی
هم مسجد و هم هیئت و هم پای مناجات
مرغ دل من سرزده هر جا به امیدی
می شناسی ام مرا,خار آمده
شد شب جمعه گنهکار آمده
شرح احوال مرا یا رب ببین
خسته از خود گشته ایی زار آمده
جای اندیشه های آل الله
آه, در وصف خال و لب ماندیم
آب در کوزه بود و ما غافل…
از معارف کمی عقب ماندیم
چاره ی آبادی در این کویر
مستجیرم مستجیرم مستجیر
لحظه ای از ما نگاهت را نگیر
بر فقیر بن فقیر بن فقیر
ای که دستت می رسد دستی بگیر