مرغ پر بسته ام و نیِّت قافی دارم
هر چه غیر از تو مرا هست اضافی دارم
دعا کن مست و شیدای تو باشم
که محو روی زیبایتو باشم
نمایم خانه ام رااب و جارو
که شاید منپذیرای تو باشم
به عشق روی حسین دل بهانه کرده حرم
ز پیچ و تاب فراقش صدا زنم که ز غم
می روم بر درگه شاه کرم زاری کنم
می روم بهر دل دیوانه ام کاری کنم
می روم تا خادمان درگهش را با مژه
وقت جارو کردن صحن حرم یاری کنم
معمار می شوی و بنای تو می شوم
مانند یک ضریح برای تو می شوم
قلب مرا به پای ضریح ات گره بزن
بیمارم و دخیل شفای تو می شوم