تک تک برایتــان همه از غم نوشته اند ازداغ و درد هــــای دمادم نوشــته اند
عاشق به سوز عشق خودش اعتنا کند عشق به غیر آل علی را رها کند
ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت
با اینکه همیشه همگی غرق گناهیم عمریست که در حسرت دیدار تو ماهیم
در عالم زر بـدون هیچ زحمـت و رنج
دیدم که رسیده ام به یک معدن گنج
مرغ پر بسته ام و نیِّت قافی دارم هر چه غیر از تو مرا هست اضافی دارم
دعا کن مست و شیدای تو باشم
که محو روی زیبایتو باشم
نمایم خانه ام رااب و جارو
که شاید منپذیرای تو باشم
همیشه کوچه ی ما عطری از شمادارد که آشنا به دلش میل آشنا دارد
کسی که علت ایجاد شیث و شمعون است قسم به حضرت زهرا رقیه خاتون است
چشم وا کردم در این دنیا تو را دیدم حسین می شود کاری کنی از بهر تمدیدم حسین؟
هوای گنبد خضرا هوای صحن بقیع صفای شهر پیمبر صفای صحن بقیع
سرخوش هستیم و هوایی به هوای غم تو زندگی مبحث پوچی ست جدای غم تو