شعر شهادت طفلان حضرت زينب (س)

یا زینب(س)

چیزی نداشتیم اگر این غم نداشتیم
این غم نبود یک دلِ خُرم نداشتیم

تو آمدی برای همه ، این زمین اگر
قدرِ تو می‌شناخت جهنم نداشتیم

یا زینب(س)

بیا بنگر که زینب با خودش دو اختر آورده
دو خورشید جهان آرا دو ماهِ انور آورده

به اینان نان عصمت شیر با مهر علی داده
دو سرباز از تبار آستان جعفر آورده

امیری حسین

به دست خویش گرفته‌ست هر دو ماهش را
چنان امیر که می‌آورد سپاهش را

پر است هر قدمش از هزار بیم و امید
چو عاشقی که بگیرند از او نگاهش را

امیری حسین(ع)

به چه دردی بخورد بی تو پسر داشتنم
چه کنم بعد تو با داغ جگر داشتنم

نه پسرهای من‌اند این دو نه خواهر زاده
به تو سوگند که هستند دو حیدر زاده

غم ندیدن تو

غم ندیدن تو! … کرده قصد جان مرا
غمی که سوخته تا مغز استخوان مرا

از آن زمان که به دنیا قدم گذاشته ام
عجین به داغ نوشتند داستان مرا

نذر روضه‌هایِ حسین

جان من نذر روضه‌هایِ حسین
می تپد قلب من برای حسین

این دو قربانی‌اَم به جای خود
پدر و مادرم فدای حسین

یا زینب

خاتون جهان امیر مذهب، زینب
صاحب علم و صاحب منصب، زینب

گفتند شفیقه الحسن بود آرى
از عشق حسین خود لبالب، زینب

مدافع حرمت

به هرکجا بروی می‌شویم هم‌قدمت
حسین! غصه نخور می‌شوم شریک غمت
بمیرم و نگذارم زمین خورد علمت
حسین! یک تنه هستم مدافع حرمت

جانِ ما ناقابل است

مادر! ز آقا و مولای جهان رخصت بگیر
لطف کن از بهرِ این دو نوجوان رخصت بگیر

ما دو تا را پر بده در آسمانِ کربلا..
بهرِ پرواز از میانِ آشیان رخصت بگیر

جانم زینب

همان سروی که تندیس وقار و استقامت شد
وجودش شاه تیغی با صلابت در علامت شد

علی مرتضی در باطن و زهراست در ظاهر
ظهور آیه ی نوراست و مروارید عصمت شد

قسم

به نام اسوه ایثار حضرت زینب

به نام جلوه الله شوکت زینب

قسم به هر چه خدا آفریده در عالم

که هست ملک خداوند دولت زینب

عقیله العرب

بی قرارِ عقیله العربم
روضه دارِ عقیله العربم

می زنم جار، جارِ یا زینب
مستِ جارِ عقیله العربم

دکمه بازگشت به بالا