شعر شهادت امام حسن (ع)

جانم حسن(ع)

سر ما زیر منّت حسن است
هرچه داریم عنایت حسن است

دست خالی خریده ما را هم
دست ما برگ دعوت حسن است

دل مبتلایت شد حسن

شکر حق دل مبتلایت شد حسن جانم حسن
زندگی من فدایت شد حسن جانم حسن

ای کرامت آفرین جز خانه ی تو در کجا
هیچ آمد بی نهایت شد حسن جانم حسن

آری آری هست از سرمایه داران بهشت
هر که در دنیا گدایت شد حسن جانم حسن

شیعه فریادش اگر شد بر سر ظالم بلند
از قیام بی صدایت شد حسن جانم حسن

تو خدا هستی مگر آقا که سهم دشمنت
رحمت بی انتهایت شد حسن جانم حسن

چاره ساز مادر من موقع بیچارگی
سفره ی مشکل گشایت شد حسن جانم حسن

در غریبی ات همین بس ، روسیاهی مثل من
اشک ریزان ِ عزایت شد حسن جانم حسن

کرد این دنیا چه با تو ، این چنین محروم از
دیدن صحن و سرایت شد حسن جانم حسن

چیست جرمت ؟ چیست جرمت ؟ بدتر از بیگانگان
با تو از چه آشنایت شد حسن جانم حسن

جان فدای غربتت ای از علی مظلوم تر
خانه ی تو کربلایت شد حسن جانم حسن

  
 محمد حسین رحیمیان

 

غریب مدینه

با درد‌ها همخانه‌ای، با گریه‌ها مأنوس
دنیا دلت را قرن‌ها رنجانده است، افسوس

هر شب هزاران کهکشان تا صبح می‌گریند
از غربتت در آن مزارستانِ بی‌فانوس

حسن جانم

حسن وجه است، وجه کردگارش
همیشه بوده عالم ریزه خوارش
صلاح کارها در اختیارش
فلک چرخیده عمری بر مدارش
جهان دارد امان در سایه سارش

آقای من

با دستِ حق، مقامِ حسن را نوشته اند
بر بامِ عرش، نامِ حسن را نوشته اند

قرآن، کریم هست و حَسن هم کریم بود
این سوره ها، کلامِ حسن را نوشته اند

قبله ى اهل ولا

کشته ى زخم مدینه بفداى دل تو
قبله ى اهل ولایى و کرم مایل تو

به گمان قاتل تو زهر جفا نیست حسن
حتم دارم که بُوَد ، زخم زبان قاتل تو
اصغر چرمی

کریم اهل بیت

الگوی زندگی ساده حسن
کرم و لطف بی اراده حسن

از همه بیشتر کرم دارد
بین افراد خانواده حسن

امان

به هجران و به هر تأخیر در دیدار حساسند
پسرها روی مادرهای خود بسیار حساسند

نباید هیچ چشم ناروایی دورشان باشد
به نامحرم، به حتی خندهٔ أغیار حساسند

آقای مظلوم

صحبت از وصف رویت شد قلم آمد به میان
بهر نزد تو رسیدن قدم آمد به میان

سابق از تو چه کسی بود ملقب به کریم؟
پا به دنیا که نهادی کرم آمد به میان

امان از دل زینب(س)

در حیرتم که با جگر او چه کار کرد
زهری که آب کرد دل سنگِ خاره را

زینب رسید ناله‌کنان، زودتر حسین
پنهان کنید این جگر پاره پاره را

مظلوم حسن(ع)

من برم به آسمون برم به دریا چی بگم
 رفته بودیم فدک و بگیریم اما چی بگم
کوه اگه بشنوه حرفمو کمر خم میکنه
حالا من چیکار کنم برم به بابا چی بگم

شراره غم

بر سینه شراره های غم خورد
چون ضربه به غیرت حرم خورد

در شهر مدینه وسط روز
تشییع جنازه ات بهم خورد

دکمه بازگشت به بالا