سر مزار تو می آیم و ز طفلانم
نهان نمودن این راز سخت و دشوار است
سر مزار تو می آیم و ز طفلانم
نهان نمودن این راز سخت و دشوار است
آب شدم بس به زمین خون ز سرم ریخت
بال پریدن نمانده بس که پرم ریخت
با نفسم لاله ز بس دور و برم ریخت
از اشک های چشم تو زمزم درست شد
با یاری ملائکه در هیئت خدا
از چادر سیاه تو پرچم درست شد
بر جانماز وقت دعای شبانه ها
تازه شوند درد همه تازیانه ها
چون اشک روی گونه ی من غلط می خورد
از زخم صورتم کشد آتش زبانه ها
ما هرچه از شما بنویسیم ابتر است
شان شما رفیع و مقام تو کوثر است
وصف تو در سخن بخدا غیر ممکن است
خاک رهت ز جنت و فردوس هم سر است
چه کنم بی تو اگر زنده بمانم , چه کنم
کاش می شد که در این شهر نمانم , چه کنم
تا سحر خواب نداری و دعا گوی منی
شده بیماری تو قاتل جانم , چه کنم
مقتل نوشت ؛ آه…و یعنی تمام شد
یعنی که دور مادرمان ازدحام شد
یعنی رکوع پشت درش امتداد یافت
یعنی شهید سجده به پای امام شد
فکری برای خانه ی درد ومَلال کن
زانو بغل نگیر و بتولت حلال کن
از این به بعدتازه غمت میشودشروع
غسل شبانه ی بدنم راخیال کن
زهرا تو قرار بود یارم باشی
هر لحظه ی زندگی کنارم باشی
حیدر وسط معرکه تنهامانده
برخیز که باز ذوالفقارم باشی