یه کم به فکر بچه هامون باش
چشمای نیمه بازتو وا کن
بمون کنار همسرت زهرا
دوباره زندگیمو زیبا کن
یه کم به فکر بچه هامون باش
چشمای نیمه بازتو وا کن
بمون کنار همسرت زهرا
دوباره زندگیمو زیبا کن
اَلا ای چاه غم بسیار دارم
دلی خون از فراق یار دارم
ندارم شکوه از نامرد مردم
ولیکن از در و دیوار دارم
لبخند نور جان بدمد در تن بهشت
نور تو جلوه ای کند از روزن بهشت
قیمت گرفت روضه رضوانه، چون نشست
گرد و غباره راه تو بر دامن بهشت
خودت را در میان صحنه محشر تصور کن
خودت را بی کس و بی یارو بی یاور تصور کن
خودت را در میان شعله ها در موجی از آتش
خودت را در میان دود و خاکستر تصور کن
حمله کردند سمت خانه ی وحی
غاصبانی که خیره سر بودند
تک و تنهاست پشت در مادر
ولی آن سو «چهل نفر» بودند
عرشیان دور سر زهرا فقط پر می زنند
بهر مستی از شراب ناب کوثر می زنند
معنی آب حیات آب وضوی فاطمه ست
خضر و عیسی نیز از این باده ساغر می زنند
یا فاطمه! تجلّیِ انوار کبریا
یا فاطمه! عزیزترین خلقتِ خدا
شکر خدا برای تو من خادمی شدم
دست خودم نبوده اگر فاطمی شدم
قسم به صبح تجلی به ناز آینه ها
که هست جلوه ی نورت نیاز آینه ها
سلوک آینه یعنی تو را نشان دادن
شکسته بعد تو دیگر نماز آینه ها
منِ دلواپسِ افتاده ز پا را دریاب
فاطمه.. جانِ حسن شیرِخدا را دریاب
از غم و غصّه و اندوه نفس بند آمد
با نگاهی دلِ پُر آه و نوا را دریاب
کسی شبیه تو در عرصه وجود نبود
به جز تو مادر بابا نبود، بود؟ نبود
چراغ خانه، تو صد سال عمر میکردی
اگر که دور و برت اینهمه حسود نبود
پرواز را بانویِ غم باور نکردم
جا ماندنم را در الم باور نکردم
من زنده ام با خاطره هایِ خوشِ تو
مرگِ تو را یک لحظه هم باور نکردم