حمله کردند سمت خانه ی وحی
غاصبانی که خیره سر بودند
تک و تنهاست پشت در مادر
ولی آن سو «چهل نفر» بودند
حمله کردند سمت خانه ی وحی
غاصبانی که خیره سر بودند
تک و تنهاست پشت در مادر
ولی آن سو «چهل نفر» بودند
عرشیان دور سر زهرا فقط پر می زنند
بهر مستی از شراب ناب کوثر می زنند
معنی آب حیات آب وضوی فاطمه ست
خضر و عیسی نیز از این باده ساغر می زنند
یا فاطمه! تجلّیِ انوار کبریا
یا فاطمه! عزیزترین خلقتِ خدا
شکر خدا برای تو من خادمی شدم
دست خودم نبوده اگر فاطمی شدم
قسم به صبح تجلی به ناز آینه ها
که هست جلوه ی نورت نیاز آینه ها
سلوک آینه یعنی تو را نشان دادن
شکسته بعد تو دیگر نماز آینه ها
منِ دلواپسِ افتاده ز پا را دریاب
فاطمه.. جانِ حسن شیرِخدا را دریاب
از غم و غصّه و اندوه نفس بند آمد
با نگاهی دلِ پُر آه و نوا را دریاب
کسی شبیه تو در عرصه وجود نبود
به جز تو مادر بابا نبود، بود؟ نبود
چراغ خانه، تو صد سال عمر میکردی
اگر که دور و برت اینهمه حسود نبود
پرواز را بانویِ غم باور نکردم
جا ماندنم را در الم باور نکردم
من زنده ام با خاطره هایِ خوشِ تو
مرگِ تو را یک لحظه هم باور نکردم
قیام سرخی اگر هست از قیام فاطمه داریم
که ما هرآنچه که داریم از مرام فاطمه داریم
نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق، هان چه نشستید؟
مگر نه زندگی خویش از دوام فاطمه داریم
واژه ها سوگوار واژه ی نور
واژه ای سر به روی زانو داشت
واژه ای فاش روضه میخواند و
واژه ای دست روی پهلو داشت
ای سراپا شوکت و مجد و شرف
آفرینش را دلیلی و هدف
ای سپهر عصمت و عز و جلال
نطق من در وصف تو گردیده لال
گل یاسی که بر خاشاک هم جود و تفضل داشت
به دامانش گل نرگس، گل مریم، توسل داشت
همان که سوره ی کوثر به شان او شده نازل
که هنگام نزولش عرش هم حال تغزل داشت