بالاتراز این هاست لوایی که تو داری
خورشیددمیده ز عبایی که تو داری
ازبنده نوازی و عطایی که تو داری
آقای جهان است گدایی که تو داری
بالاتراز این هاست لوایی که تو داری
خورشیددمیده ز عبایی که تو داری
ازبنده نوازی و عطایی که تو داری
آقای جهان است گدایی که تو داری
دسته دسته فرشته ها هر شب
بر تو عرض سلام می کردند
و بزرگان آسمانی ها
پیش تو احترام می کردند
دست اگر بست,دگر جان به خطر می افتد
بال پروانه اگر بست,دگر می افتد
نام او باز “علی” بود و حکایت این است
دست و پا بسته شد و بین گذر می افتد
روحی فداک حضرت خورشید بی نقاب
عالیجناب , حضرت هادی مستطاب
ما را قبول کن تو به شغل کبوتری
بر روی بال خسته بزن مهر نوکری
ای اهل جهان همه مرا بشناسید
زین پس همتان “نقی” صدایم بزنید
این نام جهانی شده شُکْرالِلّه
تاکور شود هرآنکه نتواند دید
داود رحیمی
نقی! نامی که فخر آسمان است
تلفظ کردنش حظ دهان است
ز القاب امام ِ هادیِ ماست
امامی که عزیز شیعیان است
گر تو مدد دهی قلمم نوحه گر شود
مرثیّه خوانِ محفل چشمان تَر شود
اینجا به خام نمره ی بالا نمیدهند
دلسوخته مرتبه دار است و سَر شود
لعنت به آنکه کرده جسارت به محضرت
تیری نشانده با سخن خود به پیکرت
نام تو آسمانیُّ و پاک و مقدَّس است
تو بی نظیری ُّو حرمی کرده باورت
آقا سلام ! بغض بدی مانده در گلوم
آورده اند سمت شما مرتدان هجوم
دجّالهای فتنه به این شهر آمدند
دیدند با توایم , همه قهر آمدند
صدای زمزمه ی جامعه کبیره ی توست
کهچشم ها همه اشک و نگاه خیره ی توست
هرآنکسی که در امواج عشق افتاده
برایعرض ادب در پی جزیره ی توست
روزی برود اگرسرم با این شعر
می گویم وسرفراز محشرم با این شعر
بردشمن تو امام هادی ,لعنت
به به که خنک شد جگرم با این شعر