شعر وفات حضرت خديجه (س)

شعر وفات حضرت ام المومنین خدیجه(س)

ما سائل لطف فراوان خدیجه
از کودکی خوردیم از نان خدیجه
در راه دین داده همه دار و ندارش
اسلام شد مدیون احسان خدیجه

شعر وفات حضرت خدیجه(س)

مصطفی ممدوح,مداحش خداست
لیک مداح خدیجه مصطفاست
آنکه دامادش علی مرتضاست
دختر او حضرت خیرالنساست

شعر وفات حضرت خدیجه (س)

غمخوار پبمبر شدنت فایده دارد

محبوبه ی داور شدنت فایده دارد

 

اسلام توانمند شد از سیم و زر تو

بانوی توانگر شدنت فایده دارد

شعر وفات ام المومنین حضرت خدیجه (س)

اسلام مدیون تو تا روز قیامت
جبریل مجنون تو تا روز قیامت

نامت بزرگ تر از اینها بوده و هست
قلب تو جای نور طاها بوده و هست

شعر وفات حضرت خدیجه (س)

قبل از سرودن فکر باید کرد
باید به کشف تازه ای پرداخت
باید مضامین را گزینش کرد
باید زوایای جدیدی ساخت

کم گریه کن کنار من …

بوی سحر نمی وزد ازشام تار من

کم گریه کن کنار من ابر بهار من

باران به پای ساقه خشکم دگر مریز

از برگ وبر فتاده دگر شاخسار من

غمخوار پیمبر

صحبت از رفتن غمخوار پیمبر شده بود

مالک الموت برایش پرو بال آورده

مادر حضرت صدیقه کبوتر شده بود

وقف اسلام شد و وقف خدا و قرآن

مادرانه

دنیا اگر چه مثل پیمبر نداشته

قطعاً نبی مثال تو همسر نداشته

دادی تمام ثروت خود را براه دین

دین خدا شبیه تو یاور نداشته

اُمّ المؤمنین

تو می روی و تازه غم ها پا بگیرد

بعد از تو تنهاییِ من معنا بگیرد

بانو! فقط نام تو «اُمّ المؤمنین» است

آن زن اگر چه نام زیبا را بگیرد

جان ِ تو, جان ِ دخترم زهرا

حتم دارم که رفتنی هستم

به خدا می سپارمت آقا

خواهش ِ مادرانه ای دارم

جان ِ تو, جان ِ دخترم زهرا

زینت اشعار دفترم مادر

به نام زینت اشعار دفترم مادر

تمام زندگی ام سایه ی سرم مادر

موفقیت من از دعای خیر توست

خلاصه ی همه ی عشق و باورم مادر

سرمایه ات خرج مسلمانی ما شد

سرمایه ات خرج مسلمانی ما شد

حق مسلمانی ما با تو ادا شد

دستت کلید قفل های بسته بوده

پیغمبر از دستان تو حاجت روا شد

دکمه بازگشت به بالا