شعر ولادت اهل بيت (ع)

راه عشق

یا علی گفتیم و راه عشق را پیموده ایم
در پناه بیرق آل علی آسوده ایم
سربه روی خاک پای آل زهرا سود ه ایم
از همان بدو تولد سامرایی بوده ایم

مولای من

گفتند از کرامت تو… مبتلا شدیم
آدم شدیم با کرمت آشنا شدیم

گفتند با کریم که دشوار نیست کار
ای دومین امام حسن! ما گدا شدیم

دسته گل باغ حیدری آمده است

دسته گل باغ حیدری آمده است
احیاگر فقه جعفری آمده است
در بین ملائکه خبر پیچیده
میلاد امام عسکری آمده است

آقای من

جان می‌دهم فقط و فقط پای سامرا
زاده شدم به شوق تمنای سامرا

دیگر نیازمند کسی نیستم که من
هستم گدای دست تو آقای سامرا

فروغ شمس و قمر وام دارِ منظرتان

فروغ شمس و قمر وام دارِ منظرتان
به ماه، طعنه زند طلعت منوّرتان

سلیلِ سوسن و سنبل، حُدَیث مادرتان
سلاله ات بدرخشد چو تاج بر سرتان

آسمون روشنه ، از جلوه‌ی خورشید چشاته

آسمون روشنه ، از جلوه‌ی خورشید چشاته
آسمون تشنه‌ی نوره تشنه‌ی گوشه نگاته

چه مبارکه وجودت چه گدا نوازه جودت
خوش به حال پادشاهی که در خونه‌ت گداته

کریمه اهل بیت

همگی محو شما غرق تماشا بانو
مرحباً ای ثمر گلشن طاها بانو
اهلاً ای کوی تو چون مرقد زهرا بانو
قدمت رحمت و فیض است در اینجا بانو

دامن دامن گل معطر بفرست

دامن دامن گل معطر بفرست
بر فاطمه و احمد و حیدر بفرست

با صوت جلی به عشق اولاد علی
ذکر (صلوات) را مکرر بفرست

 کمیل کاشانی

یا رسول الله(ص)

مکه را امشب شکوهى دیگر است
مروه امشب با صفا پا تا سر است
نور باران باختر تا خاور است
دامن بانوى شب پر اختر است

ای شمع شب تار

ای ماه پیشانی و ای شمع شب تار
ای خنده بر لب ، شهد شیرین ، یار و دلدار

روشنگری ، از خیر و برکت کم نداری
یکتایی و همتا در این عالم نداری

مولای من

رسید آنکه ز لعل لبش گهر ریزد
سزد که پیروش از غیر او بپرهیزد
به آیه آیه ی قرآن قسم که این آقا
*ز بند بند وجودش علی علی خیزد

 اصغر چرمی

بهارِ خلقت عالم

کشیده جوهره‌ی این قلم، جمال محمد
رسیده بیتِ طلایم به وصفِ حال محمد

نوشته خطِّ دلم از مقام و جاه پیمبر
ندیده غیرِ علی در جهان، مثال محمد

دکمه بازگشت به بالا