شعر ولادت اهل بيت (ع)

بوی خوش

یارب این بوی خوش از سمت جنان می آید

یا گل فاطمه (س) آن جان جهان می آید

یارب این نور صفات ازلی باقر (ع) توست

علم با آمدنش , رقص کنان می آید

قرآن ناطق

یک سبد یاس در بغل دارم

آسمانی پر از غزل دارم

بی خودی شاعرم نکردی که

به سرم شور لم یزل دارم

ناله زهرا شروع شد

آقا بیا که ناله زهرا شروع شد
پایان رسیده فاطمیه یا شروع شد؟
صدها گره نشسته به پیشانی ات, درست…
کاری بکن, جسارت اعدا شروع شد

زینت سما

چون گنبد و مزار تو شد زینت سما

پل می زند دلم به گلستان کربلا

باشم کنار تربت پاکت سفیر عشق

آیا شود که گوشه چشمی کنی به ما

اندیشه های ناب

سرچشمه ی تمامی اندیشه های ناب

دانش پژوه مدرسه ی عشق بو تراب

اوصاف پاکتان چقدر بی نهایت است!

یک خط ز مدحتان شده موضوع صد کتاب

شیعه ی مولا شدن خوش است

ما شیعه ایم و شیعه ی مولا شدن خوش است

در بین نوکران علی جا شدن خوش است

دریا علی و قطره تمامی کائنات

قطره به قطره راهی دریا شدن خوش است

چه مبارک سحری

چه حال خوشیچه مبارک سحری هست

پیـداست زسـاقــی ز دل ما نظری هست

تــا دورتریننقــطه دلــم اوج گرفته است

یعنی کهمقــرب شده و بـال و پری هست

ولادت بانو…

و خدا خواست که ازهر بشری سر بشود

در دلش چشمهبجوشاند و کوثر بشود

سدره ی عشق از ایننهر تناور بشود

عالم از بوی خوشیاس معطر بشود

بسم رب الزهراسلام الله

بهترین فرم غزل هایم برای مادر است

دفتر شعرم مزین از صفای مادر است

در قنوت هر نماز خود دعایم می کند

هرچه دارم در دو عالم از دعای مادر است

بانوی خانواده ی توحید

قلم  افتاد روی  نام شما

مِن ومِن کرد و گفت یا زهرا

قلمم ریخت قطره ای جوهر

تا رسیدم به واژه ی مادر

تجلی

دری به سمت حیاط تجلی اش وا کرد

سپس نشست و خودش را کمی تماشا کرد  

 و آن همه عظمت را کمی به نور کشید

و نور را به تجسم کشید و انشا کرد  

پرواز می دهیم

پرواز می دهیم که بال وپرت کنیم

معراج می بریم که پیغمبرت کنیم

دیگر بس است خلوت چله نشینی ات

وقتش رسیده است مقرب ترت کنیم

دکمه بازگشت به بالا