سامرا یک حقیقت محض است
سامرا ریشه در عزا دارد
هیچ جای جهان نمی بینی
غربتی را که سامرا دارد
شعر شهادت حضرت عسکری
شمع سان ، بر دامن پروانه اش جان میدهد
تا سحر ، با اشک دانه دانه اش جان میدهد
آه چه تصویرِ غمناکی ، که بابایی جوان
سر به روی سینه ی دردانه اش جان می دهد
لاله لاله خون شده قلب چمن یابن الحسن
شد جدا از باغ یاسین ، یاسمن یابن الحسن
از مدینه ناله های تسلیت آید به گوش
کشته شد بابای تو دور از وطن یابن الحسن
هشتمین روزِ تب و نالهی جان فرسایت
آه از این زهر، از این زهرِ توان فرسایت
هشتمین روزِ ربیع است و خزان پُر شده است
هشت روز است از این داغ، جهان پُر شده است
سنگ تمام در همه عالم گذاشته
دنیا اگر چه وقت غمش کم گذاشته
اصلا نظر به خلوتی مجلسش مکن
چون هر چه داشت پای محرم گذاشته
هشت روز است که با درد مدارا دارد
کوهِ صبری که در این بسترِ غم جا دارد
هشت روز است که از زهر به خود میپیچد
هشت روز است که از مرگ تمنا دارد
نشان دادند روی عرش حق ، نورالهدی اینجا
که بیش از کعبه می گردند دنبال خدا اینجا
به دور این حرم هر چیز دارد غسل پاکی را
کند تطهیر ، ناپاکیِ دل ها را هوا اینجا
سامرا همسخنش می سوزد
یوسفی پیرهنش می سوزد
گاه با سر به زمین می افتد
گاه از پا شدنش می سوزد
از ما زمینیان به شما آسمان سلام
مولای دلشکسته امام زمان سلام
این روزها هزار ودوچندان شکسته ای
حالا کجای روضه بابا نشسته ای؟
امشب دوباره در هوای سامراییم
پشت در ِ دارالشفای سامراییم
روضه به روضه ما گدای سامراییم
سینه زنان ِ مجتبای سامراییم
گرفته باز دل آسمان سامرا
به عرش میرسد امشب فغان سامرا
شبیه جد خودش آرمید نزد پدر
غریب و خسته امامِ جوان سامرا
بر خلایق لطف کردی، منتها برعکس شد!
پاسخ «خوبی» نمیدانم چرا برعکس شد؟
خوب بودی، با بدی امّا جوابت دادهاند
سنّت آن روزگاران با شما برعکس شد