عشقی است در میان دل ما که کیمیاست
این عشق این جنون همه ی آبروی ماست
روزی ماست نوکری خوب خانه ای
آقای ماکریم و جوانمرد و باوفاست
عشقی است در میان دل ما که کیمیاست
این عشق این جنون همه ی آبروی ماست
روزی ماست نوکری خوب خانه ای
آقای ماکریم و جوانمرد و باوفاست
چشمهای تو حکایتی دارند
که زهیر وحبیب می دانند
شاعران حسِ ناب شعرت را
اثر عطرسیب می دانند
نظر به دلشده ی پرگناهتان بکنید
دوباره صید به تیر نگاهتان بکنید
دلم خوشست شریک غم شما هستم
شرر به جان من از سوز آهتان بکنید
چه می شود که کمی هم برای من باشی
قنوت من بشوی ربنای منباشی
و حوض کوثری از گریه هایمن باشی
و شور محشری از های هایمن باشی
گویند نگویید سگ کوی حسینیم
ما کشته ی یک گوشه یابروی حسینیم
جان داده اگر حضرت داداربه این جسم
از بهر همین بود که رهپوی حسینیم
آقا! تو را «آقا» مرا «نوکر» نوشتند
یعنی تو را اوّل مرا آخر نوشتند
روی سیاه من یقیناً حکمتی داشت
شکر خدا نام مرا قنبر نوشتند
بی شک گدای خانه ات آقا شود, حسین(ع)
هر قطره زود پیش تو دریا شود, حسین!(ع)
فیض گدایی تو به هر کس نمیرسد
باید که زیر نامه اش امضا شود, حسین(ع)
فقط دنبال اقدامی سریع ام
که در اندیشه ی فرضی رفیع ام
ضریح ات نو, دم عیدی ست آقا
به فکر گردگیری بقیع ام!!
وحید پولایی
صد شکر که پای روضه ات پیر شدیم
بر سر در این میکده زنجیر شدیم
سگ هم نشدیم تا به دردی بخوریم
عمریست گدای دست وپاگیر شدیم
قاسم اسدی
وقتی که چشم از همگان بر گرفته ام
رنگ یقین و چهره ی باور گرفته ام
سر تا به پای من همه شور و شعور شد
آن لحظه ای که در دل من جای نور شد
زندگی چیز دیگری شده است تا به نامت رسیده ایم حسین
عشق سوغات کربلاست اگر مزه اش را چشیده ایم حسین
هر دلی را به دلبری دادند هر سری را به سروری دادند
ماکه هر وقت گفته ایم خدا از خدایت شنیده ایم:حسین