محرم 1403

حنای عید میبندم

حنای عید میبندم به شوق روی دلدارم
حنای سرخ میبندم به روی دار میبارم

به آیینی که پایانش سرافرازیست پابندم
به لعل پاره و دستان بسته بین بازارم

کوفه نیا

نامه نوشتم که بیا امّا، نیایی
جان منِ غم دیده ای مولا، نیایی

کوفه پر از نامردی و بُخل و حسد شد
دریای رنگارنگ خوبی ها، نیایی

عزیزم حسین

با قطره قطره خون هوادار تو هستم
تا آخرین لحظه گرفتار تو هستم
این زندگانی را بدهکار تو هستم
در کربلا باشم ، علمدار تو هستم

سلام آقای بی نشون

سلام غریب این روزای مکه
سلام آقای بی نشون دلم
سلام دلگرفته‌ی مدینه
غروب سرخ آسمون دلم

یا اهل العالم

مسیر نور در اوج رهایی
رسیده تا افق های جدایی
شنیده شد صدای آشنایی
ز اطراف حریم کبریایی…

ندا آمد:الا یا اهل العالم
چهل شب مانده تا ماه محرم

دکمه بازگشت به بالا