اسماعیل درویشی شانی

نرو گلم

ما که آزار نرسونیدیم به کسی
هیچکسی نیست که محبتی کنه
دیگه امنیت نداریم توی شهر
هر کی میخواد یه اَذیّتی کنه

ای کاش…

کاش منّا شوم وغرق محبت باشم

کاشف الکرب تووشیعه ی مثبت باشم

جذبه ی عشق تو با این دل دیوانه چه کرد

بارقیبان شب وروزم به رقابت باشم

بی مادرتان

بی دلبرتان عید صفایی دارد؟

بی یاورتان عید صفایی دارد؟

یک لحظه تصور کنُ انگه گله کن

بی مادرتان عید صفایی دارد؟

اسماعیل درویشی شانی

 

دکمه بازگشت به بالا