شعر شهادت حضرت زهرا (س)

نرو گلم

ما که آزار نرسونیدیم به کسی
هیچکسی نیست که محبتی کنه
دیگه امنیت نداریم توی شهر
هر کی میخواد یه اَذیّتی کنه

**
روزگار و تو ببین ،یه مشت اراذل، جلو من
برایِ فاطمه (س) و بچه ها، شمشیر میکشن …
نمیدونم چی سرش اومده پشت در میگفت
فضه و اسماء بیاین ،استخونام تیر میکشن

***

من و بیچاره نکن نرو گلم
من و بیشتر از حالا، تنها نکن
یه کمی دلت بسوزه برا من
واسه رفتنت شبا دعا نکن

***
دردای بی اَمونِ شب، نمیدن
بهت این اجازه رو که پاشی
زخم بسترگرفته ای زهرا (س)
پهلو هم که نداری جا به جاشی

 اسماعیل درویشی شانی

نمایش بیشتر

اشعار مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

دکمه بازگشت به بالا