اشعار آیینی

شعر ولادت حضرت رقیه (س)

آنکه مرا به اشک غمش استحاله کرد
دل را به فیض خون جگر دشت لاله کرد
با سر سپرده هاش مرا هم پیاله کرد
بر آستان خویش سرم را حواله کرد

شعر – حضرت رقیه (س)

در دلم شوق وصالت را سراسر داشتم
آرزوهای قشنگی باتو در سر داشتم

سعی کردم آنچه تو میخواستی باشم پدر
تا بگویی دختری مانند مادر داشتم

شعر ولادت حضرت رقیه (س)

مثل هرشب که باده میخواهیم

آمدیم و زیاده میخواهیم

جام خالی و دست خالی تر

گرچه از ما نمی ستاند زر

شعر حضرت رقیه (س)

درِ این خانه که جبریل ارادت دارد
سگ دربار به یک شیر شرافت دارد

قلمم لال شد از وصف,چه گویم وقتی
کمترین نوکرشان حکم شفاعت دارد

شعر ولادت حضرت رقیه (س)

مثل خماری که شدیدا در پی باده ست
پای قلم دنبال مدحش راه افتاد است

شهر مدینه مملو از باران رحمت شد
همچون حسین انگار قلب آسمان شاد است

شعر ولادت حضرت رقیه (س)

از عشق می نویسم و از بیقرارها
از باده می نویسم و از می گسارها
از چشمه می نویسم و از آبشارها
از شاخه می نویسم و بانگ هزارها

شعر ولادت امام زمان (عج)

ناگاه از آن سیاهی, زد شعله ای شراره
روشن شد عرش اعلی, با چارده ستاره

از بین انجمن سبز, می شد یکی پیمبر
یک نور فاطمه شد, یک نور نیز حیدر

اشعار ولادت امام زمان (عج)

زیباترین بهانه برای سرودنی
تنها دلیل خلقت بود و نبودنی

با تو شروع میشود این بار شعرمن
زیرا فقط تویی تو هوادار شعر من

شعر مناجات با امام حسین (ع)

هرکجا نام تو را بردیم “کوه ِطور” شد
آفت و شَرّ و بلا فوراً از آنجا دور شد

جای ِلبهای ِتو دیشب اشک ِهجران خوردم و
کام ِمن شیرین با این قطره های ِشور شد

شعر ولادت امام زمان(عج)

امشب دوباره لوح و قلم را طلا کنم
قافیه های نابِ خدایی جدا کنم

امشب تمامِ عشق , مهیّا شده ولی
باید بساطِ شور و شعف دست و پا کنم

شعر ولادت امام زمان (عج)

عرض ادب ای جان و ای جانان نرگس
ای سیب سبز نوبر دامان نرگس
با غمزه ای دل برده ای از مادر خود
محو تماشایت شده چشمان نرگس

شعر ولادت امام زمان (عج)

در این سینه تیرِ محبت نشسته
و چشمم به امیدِ اُلفَت نشسته

بهشت آرزویِ گدایی نباشد
که در سایه ی طاقِ نُصرت نشسته

دکمه بازگشت به بالا