ما روضه دار حضرت خیرالنسا شدیم
در روضه های حضرت مادر فدا شدیم
شکر خدا که نان حسنیه می خوریم
شکر خدا که از همه عالم رها شدیم
ما روضه دار حضرت خیرالنسا شدیم
در روضه های حضرت مادر فدا شدیم
شکر خدا که نان حسنیه می خوریم
شکر خدا که از همه عالم رها شدیم
شوری است میان سینه , دل بیتاب است
غوغاست در آسمان و شب مهتاب است
از عرش صدای هلهله می آید
عید است…شب ولادت ارباب است
برای آن که بیابیم ما خدایت را
گرفته ایم نشانی ردّ پایت را
برای آن که به سمت خدایشان ببری
گرفته اند ملائک, نخ عبایت را
فکر وذکرم همه این بود که نوکر باشم
سگ قلاّده گلاویز دم در باشم
فکر و ذکرم همه این بود که مجنون باشم
دائم الخمر می, ازساحل کوثر باشم
از هرچه هست و نیست دگر بی نیاز شد
دست کسی که پیش کریمان دراز شد
در لطف با گدا, چه کسی بهتر از حسین؟
لب تر نکرده ایم در خانه باز شد
من کافر مسلم شده دین حسینیم
ما مقلد عشق و فرامین حسینیم
این دل حرم کرببلا فخر زمین است
ما در صدد بستن آذین حسینیم
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
دل های عرشیان همه در تاب و در تب است
اصلا بیا بمان که فقط روشنی دهی
خورشید من بدون تو هرروز من شب است
هرکس که خانزاده غم واشک و ماتم است
یک ماه نه تمامی سالش محرم است
به زیر بیرقتان عشق در تب و شور است
به زیر بیرقتان هاله هایی از نور است
چقدر بر سر نیزه خدا خدا کردی
در آسمان که نشستی, مرا دعا کردی
به کربلا نرسیدم ؛ قضا شده بودم
در این “نمازِ محرم” مرا ادا کردی