اشعار مذهبی

شعر روضه حضرت زهرا(س)

پس از مصیبت در, در بدر شدم , مادر

همین که از خبرت با خبر شدم مادر

نوشته اند : چهل تن به یک نفر من هم

اسیر صورت آن یک نفر شدم مادر

شعر مدح حضرت زهرا (س)

تا شما هستی نبی دلدار میخواهد چه کار
مرتضی با بودن تو یار میخواهد چه کار

مثل کوهی پشت مولا هستی و با این وجود
تیغ بران حیدر کرار میخواهد چه کار

شعر مناجات حضرت زهرا (س) و امیرالمومنین علی (ع)

دردی که زهرا میدهد مانند درمان است

آنکه ندارد حب زهرا را مسلمان است؟؟؟

با دست خالی آمده پشت درش سائل

هنگام بر گشتن ولی یک پا سلیمان است

شعر شهادت حضرت زهرا(س)

بی بی سلام آمدم امشب عیادتت
باران شوم برای تو و داغ غربتت

بی بی سلام با غم حیدر چه می کنی
با گریه های هِجر پیمبر چه می کنی

شعر روضه حضرت زهرا(س)

داغ تو را بهانه گرفتم گریستم
از قبر تو نشانه گرفتم گریستم

یک گوشه از محلّه ی غم آشنای تو
با یادت آشیانه گرفتم گریستم

شعر شهادت حضرت زهرا(س)

نیست در زانوی من تاب و توانی فاطمه
کاش می شد بیشتر پیشم بمانی فاطمه

نیمه شب با سرفه های گاه و بی گاهت مدام
دخترت را پای بستر می نشانی فاطمه

شعر مناجات حضرت زهرا(س)

هم نیست کوثر را به جز تو مظهری دیگر
هم نیست اطهر را به جز تو مصدری دیگر

حس میکنم در کوزه گنجاندند دریا را
باید به قرآن گفت گاهی کوثری دیگر

شعر روضه حضرت زهرتا(س)

با اینکه پیکرِ پسرش بوریا شود
عریان به روی خاک بیابان رها شود

با اینکه از قضیّه خبر داشت فاطمه
با اینکه دردِ دست و کمر داشت فاطمه

شعر مناجات حضرت زهرا(س)

حقا که حقی و به نظرها نیاز نیست
حق را به شاید و به اگرها نیاز نیست

تو کعبه ای , طواف تو پس گردن من است
پروانه را به گرد حجرها نیاز نیست

شعر روضه حضرت زهرا(س)

بر شانه می‌آورد تا بانو نیافتد
آرام تا این شمع از سوسو نیافتد

پروانه بود و دورِ مادر چرخ می‌زد
حتی نگاهی بر جلالِ او نیافتد

شعر روضه حضرت زهرا(س)

کمکم کن که مضطرم فضه
شد لگد مال پیکرم فضه
عجله کن بیا عزیز من
چادرم را بکش سرم فضه

شعر روضه حضرت زهرا(س)

چشماشو بست چشمای من رو تر کرد
رفت و منِ بی کس و خون ْجگر کرد
آسمونم دلش برام کباب شـد
بِدون من همسفرم , سفر کرد

دکمه بازگشت به بالا