خوردنی جام بلا بود که ما هم خوردیم
غصه کرب وبلا بود که ما هم خوردیم
گفتنی روضه آب است که ما هم گفتیم
ازغم طفل رباب است که ما هم گفتیم
خوردنی جام بلا بود که ما هم خوردیم
غصه کرب وبلا بود که ما هم خوردیم
گفتنی روضه آب است که ما هم گفتیم
ازغم طفل رباب است که ما هم گفتیم
قبل هجران تو آقا ما به هجران رفته ایم
خود سرانه کو به کو دنبال شیطان رفته ایم
یک هزار و سیصد و چندی است غیبت خورده ایم
تو تماما حاضری و ما به هجران رفته ایم
به من بی نوا محل بدهید
یا که یک قول محتمل بدهید
نفس اماره ام شکستم داد
با خودم فرصت جدل بدهید
بچه گی کرده ام, پشیمانم
من ندانسته شیطنت کردم
بغلم کن دوباره مثل قدیم
رو نگردان زمن, غلط کردم
من خاکِ پای نوکرانت هم که باشم ,
دنیا و عقبایم , پُر از امّیدواری ست…
لطفی نما تا قدرِ عشقت را بدانم…
این هدیه های تو به بنده , چوبکاری ست!
پوریا باقری
غم فراق تو اصلاً برام کم نگذاشت
لبم که خواست شکایت کند دلم نگذاشت
همیشه درد دلم با تو نیمه کاره گذشت
لبم که باز شد این دفعه گریه ام نگذاشت
تاریکی ام, تا نور یارمه جبین نیست
بی تو گل زهرا, بهاری در زمین نیست
امسال هم با جمعه هایش می رسند و…
تقویم هم بی تو به غیراز نقطه چین نیست
از هجر تو روزگارِ دل جالب نیست
هر چند خرابه است, بی صاحب نیست
ما نیز ز “سادات بنی الـزهرا” ییم
آقا” صله ی رحم” مگر واجب نیست؟
محمد کاظمی نیا
مخلوق خدا قیمت اگر میگیرد
از آه شب و اشک سحر میگیرد
در آتش عشق , ما گلستان دیدیم
از بین شرر خدا شجر میگیرد
همه ی زندگی ام, بی تو مرا دنیا نیست
بی تو در ظاهر علی هست ولی گویا نیست
چند روز است که حرفی نزدی جان علی
پاسخ پرسش من پلک زدن,ایما نیست
بیچاره ماییم و گدای بی نوا ماییم
ما را دعایی کن که محتاج دعا ماییم
هر کار هم کردیم دور از خیمه ات ماندیم
آقا خودت لطفی بکن بی دست و پا ماییم
دریاب این حال بد دنیای ما را
بی تو گرفته دلهره دل های ما را
ای کاش هر کس هم نشینت هست امشب
خالی کند در محضر تو جای ما را