کسی به داشتن آبرو نیاز نداشت
که در نماز به تسبیح او نیاز نداشت
به هیچ جا نرسید آخرش نمازی که
برای سجده به این خاک کو نیاز نداشت
کسی به داشتن آبرو نیاز نداشت
که در نماز به تسبیح او نیاز نداشت
به هیچ جا نرسید آخرش نمازی که
برای سجده به این خاک کو نیاز نداشت
با یاد تو که غصه شماری کنم حسن
جاری ز چشم, اشک بهاری کنم حسن
تا که رِسم به روضه ی سبز مصیبتت
سوگند بر تو لحظه شماری کنم حسن
درمقامی که عقیق سرخ از زر بهتر است
اشکهایم بال معراج است,از پر بهتر است
با زبان دل فقط حرف خودم را می زنم
نامه بر این روزها باشد کبوتر بهتر است
ای مظهر کمال و درخشندگی حسین
من آمدم تا که کنم بندگی حسین
من بنده ی توأم به کسی رو نمیزنم
پیش کسی به غیر تو زانو نمیزنم
هر دم که یاد روی تو ای ماه می کنم
ریزم سرشک و ناله ی جانکاه می کنم
راه گلو گرفته ز اندوه بی حساب
من یک نفس برون به دو صد آه می کنم
غربت کشیده آشنایش فرق دارد
آهش, صدایش, گریه هایش فرق دارد
فهمیده هر کس ذره ای دوری چشیده
هجران زده حال و هوایش فرق دارد
بار ز گنه آورده ام اما به امیدی
من رو زده ام باز خدایا به امیدی
هم مسجد و هم هیئت و هم پای مناجات
مرغ دل من سرزده هر جا به امیدی
کمک کن این دلم ازاین سیاه ترنشود
از این که هست دلم پر گناهتر نشود
خدای من تو کمک کن که صاحب عصرم(عج)
خدا نکرده از این بی سپاه تر نشود
غم فراق تو اصلاً برام کم نگذاشت
لبم که خواست شکایت کند دلم نگذاشت
همیشه درددلم با تو نیمه کاره گذشت
لبم که باز شد این دفعه گریه ام نگذاشت
امسال هم نوکر حسابم کردی آقا
بد بودم امّا انتخابم کردی آقا
در مجلس روضه مرا هم راه دادی
یک بار دیگر مستجابم کردی آقا
چه قدر صحن شما با صفاست مادرجان
بهشت گوشه ی صحن شماست مادرجان
حضور سبز ملایک در این حرم جاری است
شمیم عطر تو بس جان فزاست مادرجان
تو صاحبش شدی و هی زمان ادامه دار شد
نیامدی و روز و شب جهان ادامه دار شد
نشست تیر پشت تیر روی پلکهایت و
درابروان نافذت کمان ادامه دار شد