حبيب اوليايی فر

قامتم تا شده محتاج عصایم چه کنم ؟

رفتی و پشت سرت پشت حرم‌ تیر کشید
ناخودآگاه تمام کمرم تیر کشید

قامتم تا شده محتاج عصایم چه کنم ؟
باز یاد علی اکبر جگرم تیر کشید

جانم علی اکبر(ع)

ما کجا و خانه ی اهل خدا، ما را ببین
از لب این ساحل امّید، دریا را ببین

مُرده می آرند، زنده نه، مسیحا می برند
کار دنیا را رها کن، کار زهرا را ببین

دکمه بازگشت به بالا