اُمّ الْحَسَنِیْنی و گدای حَسَنِیْن ایم
از لطف تو دائم به هوای حَسَنِیْن ایم
شد چادر تو سایه ی امن حسنین و …
ما معتکفِ زیر عبای حَسَنِیْن ایم
اُمّ الْحَسَنِیْنی و گدای حَسَنِیْن ایم
از لطف تو دائم به هوای حَسَنِیْن ایم
شد چادر تو سایه ی امن حسنین و …
ما معتکفِ زیر عبای حَسَنِیْن ایم
گوش کن نعرهی طوفانِ نجف یازهراست
گوش کن شُرشُرِ باران نجف یازهراست
فاطمه نَفسِ علی و نَفَسَش فاطمه است
جانِ زهراست علی جانِ نجف یازهراست
شکسته شد کمرم فاطمه زجا برخیز
ترحمی بنما یار باوفا برخیز
بدون تو به زمین میخورد یل یلها
سلاله ی نبوی جان مرتضی برخیز
سایه مهرت به روی مردم دنیا بلند
لطف دستانت زیاد و دستهای ما بلند
در مقام قرب حق بالایی و بالاترین
جایگاهت چون علی عالی اعلا بلند
درس کرامت پیش او حاتم ببیند
درس حیا و مادری مریم ببیند
إنسیه الحوراست و قطعا محال است
کُنه کمالش را بنی آدم ببیند
اون روزی که خونمونو در زدن
ریشه جونمو با تبر زدن
همه گفتن چقد عاشق همین
اخرش زندگیمو نظر زدن
فیض روح القدس عالم معنا زهرا
تا به معراج کشانده ست نبى را زهرا
مصطفى خواسته اش خواستن فاطمه بود
رفت معراج که آخر برسد تا زهرا
شروع میشود این روضه ابتدا با در
چه تلخ کرده تمامی ماجرا را در
بهشت بود شب و روز و مرتضی تا در
چهل نفر طرفی و به پشت در ما در
ای جمع خوبیها و مصداق رشادتها
پیداست در آیینهی چشمت نجابتها
با هر قیام تو شکوهی تازه برخیزد
پایت ورم کردهست از فرط عبادتها
شبیه شمع , وجودِ تو آب شد بس کن
دوباره حال تو امشب خراب شد بس کن
چقدر گریه و گریه , چقدر ناله و آه
دوباره بالش تو خیس آب شد بس کن
شمع کاشانه ی علی زهرا
گل دردانه ی علی زهرا
عشق و جانانه ی علی زهرا
همه پشتوانه ی علی زهرا
این روزها حال و هوایت فرق کرده
لحن غم انگیز صدایت فرق کرده
اخر نگاهت را چرا از من گرفتی
شاید نگاه من برایت فرق کرده