من پای دفاع از حرم یار شکستم
اخر ز فشار درو دیوار شکستم
از میخ در و نعره قنفذ گله دارم
از ضربه پر شدت مسمار شکستم
من پای دفاع از حرم یار شکستم
اخر ز فشار درو دیوار شکستم
از میخ در و نعره قنفذ گله دارم
از ضربه پر شدت مسمار شکستم
برات از خونه ای میگم که مثلش توی عالم نیست
یه خونه که تو اون چیزی به جز عشق دمادم نیست
یه خونه که در و دیوار اون بوی خدا میده
یه خونه که پر از نور و پر از ایمان و امیده
خانم اجازه هست بیایم کنارتان؟
دل تنگ گشته ام،شده ام بی قرار تان
خیلی دلم گرفته به یاد قدیم ها
نان پختنت برای تمام یتیم ها
ما که آزار نرسونیدیم به کسی
هیچکسی نیست که محبتی کنه
دیگه امنیت نداریم توی شهر
هر کی میخواد یه اَذیّتی کنه
کمتر سخن می گفت از در تا همیشه
دیوار را می دید کمتر تا همیشه
وقت عبور از کوچه ها هر بار هر بار
بغض عجیبی داشت حیدر تا همیشه
عمر محسنم به این دنیا نبود
دیگه چی داره عذابت میکنه
آخه تو چه دردی داری فاطمه
ذره ذره داره آبت میکنه
از زمین و آسمون غم میباره
کار دنیا مگه غیر آزاره؟
الهی فداش بشم اما علی
نمیخوام یه خم به ابرو بیاره
سلام ای حضرت مادر،تو ای خورشید نورانی
سلام ای صاحب ذکر و عبادت های طولانی
سلام ای منشا خلقت، سلام ای باطن دنیا
تویی سرچشمه خیر و نزول هر فراوانی
رگ حیات منی و مقابل چشمم
تورا چهل نفری در حیاط خانه زدند
قرار شد به همه نوبت زدن برسد
به صف شدند و تو را دانه دانه دانه زدند
بسوزیم و بسوزانیم با گریه دو عالم را
که سوزاندند ناموس رسول الله اعظم را
لگد بر شاخه خورد و بار افتاد از درختی که
به زیر سایه اش گیرد از آدم تا به خاتم را
در آن فشار که میخ در از نفس افتاد
چه دید پشت در خانه، فضه پس افتاد
چنان زدند که تا استخوان سینه شکست
به گریه بر غم او، حیّ دادرس افتاد
آنگونه که جمال تو فوق قیاس هاست
گریه برای فاطمه رزق خواص هاست
در فاطمیه ما به علی گریه می کنیم
یعنی عزات محفل حیدر شناس هاست