تفسیر نور و کوثر و مریم چه می کنی؟
با قلب داغدار دو عالم چه می کنی؟
گیرم که درد رفتنت از خاطرم گذشت
با زخم نقش بسته به قلبم چه میکنی؟
تفسیر نور و کوثر و مریم چه می کنی؟
با قلب داغدار دو عالم چه می کنی؟
گیرم که درد رفتنت از خاطرم گذشت
با زخم نقش بسته به قلبم چه میکنی؟
مدیون تو بود از ازل عالم همیشه
پس تا ابد شد مات تو آدم همیشه
ماتمکده باشد برایم بی تو عالم
خیمه زده بی تو به قلبم غم همیشه
شاید بنا نبود جهانی بنا شود
چشم زمان به روی زمین آشنا شود
شاید بنا نبود که از پیله عدم
پروانه وجود زمانی رها شود
اسما بیا که روز جدایی رسیده است
خواهر! بیا که کار به هجران کشیده است
این روزها که بانوی این خانه هم شُدی
هَر شَب برای فاطمه پَروانه هم شُدی
برای تابشِ ماهِ هلالِ مادرِ خانه
سه ماه، آب شده مثلِ شمع، دخترِ خانه
دوباره پنجره را خیس کرد، بارشِ روضه
نشسته اشکِ یتیمی به دیدهی ترِ خانه
آتشی کرده به پا شعلهی جان میسوزد
نه فقط هیزم و در، شاه جهان میسوزد
پشت در حضرت مولاست که گیر افتاده
پیش چشم همگان چشم ترش میسوزد
کمتر مثال شب سحرم را سیاه کن
کمتر به این شکستگی در نگاه کن
ای آفتاب عالم امکان بتاب و کم
خون بر دل شکسته ی این مهر و ماه کن
میبینی اشکِ علی جاری شده
زندگیم پُـر از گرفـتــاری شده
رفـتی و بعده پرســتاری ازت
کاره مـردِ تو یتـیم داری شده
بی مِهر تو راهی به سعادت نرسید
بی مُهر تو امضای عبادت نرسید
گفتند به داد، میرسی در صدجا
در کوچه ولی کسی به دادت نرسید!
علی ناظمی
غروب بی تو بودن را خودت بانو تصور کن
نگاه حسرت من را خودت بانو تصور کن
کنارم باش تا آخر، فلانی داشت می خندید
غرور تلخ دشمن را خودت بانو تصور کن
التفاتی جانب این جسم لاغرکن علی
عین من از گریه عین الله راتر کن علی
کار از مرهم گذشته فکر دفن و کفن باش
ناگزیر از رفتنم اصرار کمتر کن علی
قرار بود که تنها قرار من باشی
میان شهر فقط تو نگار من باشی
ولی قرار نبود اینچنین زمین بخوری
و پشت در بروی جان نثار من باشی