شعر مدح

صبح طلوعت

دلگیرم از تمامی دنیا شتاب کن
مجنونم و به خاطر لیلا شتاب کن

وقتش رسیده صبح طلوعت فرا رسد
پایان بده بر این شب یلدا شتاب کن

بوی سیب

میرسد از خاک تو هر لحظه اینجا بوی سیب…
چیست در خاکت که از دل میبرد صبر و شکیب…

زائری یک گوشه در آغوش خاکت اشک ریخت
چوب خشکی بی صدا بر شانه ی او زد نهیب….

جگر گوشه نبی

دمید گرد و غبار سپاهیان سحر
گرفت قلعه ی شب را تمامی لشکر

در ازدحام فلک, برق فجر پیدا شد
رها شدند از آن تیرگی هزار اختر

مُـسلمان توأم یا حسین

“بی سر و سامان توأم یا حسین”
“دســت به دامان تــوأم یا حسین”

امر بفـرما که فــدایت شـَـوَم
گـوش به فرمان تــوأم یا حسین

سائل روضه

اول شعر که یارب بشود خوب تر است
عشق بازی به دل شب بشود خوب تر است

هر کسی در پی وصل است بگویید به او:
با توسل که مقرّب بشود خوب تر است

شاه وفا

آب شورِ چشمها با عشـق شیرین شما
کیمیا بود و مس قلب گدایت شد طلا

آمدم اینجا نمک گیرِ توباشم یا حسین
من نمک پرورده یِ عشق توام شاه وفا

محـور آیات اعظم

وقتی دعای مادرت پشت سرماست
نادِعـلـی روز قـیامت سنـگـرِ ماست

مـا زیر دِیـْنِ هـیچ مخـلوقی نرفتیم
چون سایه یِ لطف شمارویِ سر ماست

شـکر خـدا که نوکـر ارباب هستم

یا لـَیتنا کُنـّا معک …بیتاب هستم
شـکر خـدا که نوکـر ارباب هستم

شکر خدا در کوچه یِ سینه زنی ها
سـرباز صـفرِ لشـکـر ارباب هستم

خیلی بدهکارتم

دلواپسِ منی و حواس من به تو نیست
فریاد رس منی و حواس من به تو نیست

دست منو فشردی سنگ جفام و خوردی
نذاشتی ول بگردم منو توو راه اوردی

شعر مدح امام حسن (ع)

هر آنچه ناشدنی هست با حسن بشود
دَمی که حضرت مُشکل گُشا حسن بشود

به حُسنِ خُلق شود بین مردمان مَشهور
کسی که بارِ لبـش ذکر”یا حَسن”بشود

ای وای بر من

شکر خدا اهل کرم ما را خریدند
هر چند که نالایقیم اما خریدند

بی آبرو بودیم و بی ارزش ولیکن
محض رضای حضرت زهرا(سلام الله)خریدند

مدح حضرت رقیه (س)

سرمشقِ صبر , صبرِ جمیل رقیّه است
همواره دست عشق , دخیلِ رقیّه است

مثل عموش , مَنسب باب الحوائجی
در باب قُرب , اَجر جزیل رقیّه است

دکمه بازگشت به بالا