شعر مذهبی

تک بیتی

 چنان به هیئتتان این دلم گره خورده

که بر ظواهر دنیا  کمی دلم خوش نیست

سگ کوی حسینیم

گویند نگویید سگ کوی حسینیم

ما کشته ی یک گوشه یابروی حسینیم

جان داده اگر حضرت داداربه این جسم

از بهر همین بود که رهپوی حسینیم

عبد گنهکار

خواستم تاکه بیایم سر بازار نشد

تا مرا هم بنویسند خریدار نشد

خواستم تاکه به پابوسی یوسف برسم

مثل هرخواسته ی قبل هم این بار نشد

ای کاش…

کاش منّا شوم وغرق محبت باشم

کاشف الکرب تووشیعه ی مثبت باشم

جذبه ی عشق تو با این دل دیوانه چه کرد

بارقیبان شب وروزم به رقابت باشم

آقا! تو را «آقا»

آقا! تو را «آقا» مرا «نوکر» نوشتند

یعنی تو را اوّل مرا آخر نوشتند

 

روی سیاه من یقیناً حکمتی داشت

شکر خدا نام مرا قنبر نوشتند

من مثل پدر صبر ندارم عمه

اذنم بده, سخت بی قرارم عمه

دیگر به عموجان بسپارم عمه

یک عمر نمی توان جگر سوخته بود؛

من مثل پدر صبر ندارم عمه
مجید هادوی

بی شک گدای خانه ات

بی شک گدای خانه ات آقا شود, حسین(ع)

هر قطره زود پیش تو دریا شود, حسین!(ع)

فیض گدایی تو به هر کس نمیرسد

باید که زیر نامه اش امضا شود, حسین(ع)

تاکی برای آمدنت لحظه بشمرم

تا کی برای آمدنت لحظه بشمرم

از اینکه غایبی ز نظر سخت دل پُرم

آقا دلم برای شما لک زده ولی

می دانم اینکه هیچ به دردت نمیخورم

بهاربی تو

باز هم میرسد بهار,ولی

باز پاییز سرد در راه است

ای بهار همیشگی بازآ

بی تو عمر بهار کوتاه است

حسین جان

فقط دنبال اقدامی سریع ام

که در اندیشه ی فرضی رفیع ام

ضریح ات نو, دم عیدی ست آقا

به فکر گردگیری بقیع ام!!

وحید پولایی

 

دوبیتی

امیر بى قرینه کى مى آیی؟
کشم ناله ز سینه کى مى آیی؟
عزیزم فاطمه س چشم انتظاره
سحر خیز مدینه کى مى آیی؟

دست وپاگیرشدیم

صد شکر که پای روضه ات پیر شدیم

بر سر در این میکده زنجیر شدیم

سگ هم نشدیم تا به دردی بخوریم

عمریست گدای دست وپاگیر شدیم

قاسم اسدی

 

دکمه بازگشت به بالا