شب از نیمه گذشت و عاشق دیوانه بیدار است
بیا امشب بغل وا کن ، بغل ؛ قلبم گرفتار است
به زلفی عاقبت دادم تمام عقل و هوشم را
اگر مجنون شدم از اختیارم نیست اجبار است
شب از نیمه گذشت و عاشق دیوانه بیدار است
بیا امشب بغل وا کن ، بغل ؛ قلبم گرفتار است
به زلفی عاقبت دادم تمام عقل و هوشم را
اگر مجنون شدم از اختیارم نیست اجبار است
مسیر زندگیام بین روضه بهتر شد
دم حسین گرفتم ، دمم معطر شد
میان عرش لباس تو را علم کردند
ز داغ پیرهنت ، عالمین ، محشر شد