مولای من
مسیر زندگیام بین روضه بهتر شد
دم حسین گرفتم ، دمم معطر شد
میان عرش لباس تو را علم کردند
ز داغ پیرهنت ، عالمین ، محشر شد
رسید فطرس و مالید پر به این پرچم
به یک نگاه ابالفضل تو توانگر شد
مسیح گریه کن ثابت مجالس توست
کلیم آمد و با افتخار نوکر شد
تمام مال و منالم همین دو چشم تر است
دو قطره اشک به روضه ، دو قطعه گوهر شد
میان هیئت تو حس کربلا دارم
ببر به جان رقیه که عمر ما سر شد
سگی رسیده به درگاهتان ، ردش نکنید
چه خوشبحال کسی شد که کلب این در شد
به مادرت که از این در ، نمیروم جایی
به غیر خانه ی تو رفتم هرکجا ، شر شد
حرم چه لحظه ی سختی به پیش رو دارد
که وقت روضه ی آقا علی اکبر شد
نوشته اند به صورت ز مرکبش افتاد
کنار پیکر اکبر ، چقدر مضطر شد
به روی دست پدر ذره ذره شد بدنش
جوان خوش قد و بلا ، علیِ اصغر شد
به دست و پا زدنش ، ابن سعد میخندید
حسین مضحکه ی لشکر ستمگر شد
تمام آبرویش پخش شد میان زمین
هزار بار بدن را شمرد و کمتر شد
چو دید نیزه به پهلوی اکبرش خورده
به یاد سینه و پهلوی زخم مادر شد
علی اکبر جمشیدی