نشست گرد و غبار و عیان شد آن پیکر
چه پیکری…! ز تماشای او شکسته پدر
به وقتِ رفتنش از شاه دلربایی کرد
و آب شد دلِ سنگ از وداع آن دلبر
نشست گرد و غبار و عیان شد آن پیکر
چه پیکری…! ز تماشای او شکسته پدر
به وقتِ رفتنش از شاه دلربایی کرد
و آب شد دلِ سنگ از وداع آن دلبر