آقا مرا امان بده
فریادها کشیده ام و آه را نخست
بود این فغانِ ظاهرِ من در خفا نخست
مدحات که کارِ دودهی خشکِ خیال نیست
باید مدادِ شرم زنم در طلا نخست
با یک نظر برون کنی از پرده شیر را
موسی ولی به معجزه خواهد عصا نخست
معیارِ ثامنی تو به حصن و حریمِ رَب
در حیطهای که شرط بُوَد مرتضی نخست
همنامِ هفت مرتبه پیش از خودت شدی
از یک علیست تا به علی، هشت تا نخست
در ساحتِ جلالِ تو جای عریضه نیست
پایانْ سپاس و نیمه درود و ثنا نخست
اینجا ظهورِ طالب و مطلوب جا به جاست
در بارِگاه لطفِ تو باشد عطا نخست
اینجا ز روی فرشِ تو تا عرش میرود
هرکس به آستانِ تو باشد گدا نخست
اوّل سرم به سوی تو بر خاکْ مینهم
شایسته نیست سجده به غیرِ رضا نخست
خیلِ سگان به کوی تو فریاد میزنند:
آقا مرا امان بده… من را… مرا نخست
زاهد! در این مواجهه از حکمْ دم مزن
پر کن ز عشق و عاطفه پیمانه را نخست
عرفان صبوری