شعر مصائب اسارت شام
الشام الشام الشام
مثل نماز، مثل دعا، صبح و ظهر و شام
ارباب را زدیم صدا صبح و ظهر و شام
ما لطف کرده ایم به خود بین روضه ها
ارباب لطف کرده به ما صبح و ظهر و شام
روضه به روضه گریه ی ما فرق می کند
چون فرق بین نافله ها صبح و ظهر و شام
روزی سه بار از غم تو گریه می کنیم
با رخصت از امام رضا صبح و ظهر و شام
این روزهاست غصه ی ما شام شام شام
همراه درد کرب و بلا صبح و ظهر و شام
دختر نشست پیش پدر گریه کرد و گفت
شلاق می زدند به ما صبح و ظهر و شام
یکبار ظهر کُشت تو را شمر و با سَرَت
هر روز می کُشند مرا صبح و ظهر و شام…
مهدی رحیمی(زمستان)