شعر مناجات امام حسين (ع)
چای روضه
اُنسی گرفته کامِ من با چای روضه
لبدوز و لبسوز و گوارا چای روضه
با دستهای مادرانه ، با محبت
دَم می کند در عرش، زهرا چای روضه
از زیرِ ایوانِ نجف با خرجِ حیدر
بند و بساطش گشته برپا چای روضه
چیزی ندارد کمتر از تربت چرا که
بر دردهایم شد مداوا چای روضه
دارو به جای خود ولی باید کنارش
تجویز می کردند اَطِبّا چای روضه
من طعمِ نذریِ شما را دوست دارم
عقل از سر من بُرده اَمّا چای روضه
بعدِ دو خط روضه چه می چسبد به جان ها
روز و شب و گرما و سرما چای روضه
حال مرا یک استکانِ آن عوض کرد
دارد به عمقِ دل، اثرها چای روضه
تطهیرِ قلبِ آدمی با چیست ممکن؟
علامه ها دادند فتوا ، چای روضه
با سوزِ دل گفتم “رقیه” من فدایت
سوزاند تا دستان من را چای روضه
محمد صوفی