شعر شهادت امام حسن (ع)

آقای غریبم

آنکه یک عمر نمک گیر شد از نان حسن
آبرو دار شد از سفره ی احسان حسن
شده ام تا به ابد دست به دامان حسن
همه هستی من باد به قربان حسن
سرّ عشق تو دل و دین مرا یکجا برد
ذره ای بودم و مهر تو مرا بالا برد

قلم از وصف کرامات تو درمانده شده
ماه با دیدن رخسار تو شرمنده شده
حاتم از مکتب اکرام تو بخشنده شده
قلبم از حب و تولای تو آکنده شده
هرکجا نام تو بردم دلم آرام گرفت
هرکسی پای تو افتاد، سرانجام گرفت

دستگیر دل سرگشته گمراه تویی
ما همه نابلدیم و بلد راه تویی
بهترین ذکر و مناجات سحرگاه، تویی
به خدا ساده ترین راه به الله تویی
ای تجلی کرم، لطف و عطا یعنی تو
راه نزدیک به دیدار خدا یعنی تو

کاش روزی برسد شیعه دلش شاد شود
قبر خاکی تو هم با حرم آباد شود
صحن زیبای تو چون صحن گوهرشاد شود
بهترین واقعه قرن، قلمداد شود
عاقبت گرد خوشی برسر غم می‌ریزد
از دل صحن حسن نوحه ودم می ریزد

 
 علی بهرامی نیا(خزان)

نمایش بیشتر

اشعار مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

دکمه بازگشت به بالا