شعر شهادت امام رضا (ع)
آرامِ جانم
وعده دادی می رسی آرامِ جانم می دهند
مرگ را با دیدنِ تو ارمغانم می دهند
من اِمامُک ؟ می زنی لبخند بر دلشوره ام
تـا میـانِ قبـر آهسته تکانم می دهند
دشمنت هم نا امید از درگهِ جودِ تو نیست
می بَرند و قبرِ هارون را نشـانم می دهند
من که آهو نیستم امّا چه فرقی می کند ؟
گرگ هم باشم اگر اینجا امـانم می دهند
در حریمی که اجابـت می شود ناگفته ها
لالِ مادرزاد هم باشـم ، زبـانم می دهند
این شکسته بالِ خاک آلوده را از روی لطف
همّــتِ پرواز در هفـت آسمـانم می دهند
از مزارِ مـادرت پرسیدم و قلبـم شکست
خادمانــت آسمـان ها را نشـانم میدهند
خواستم ندبه بخوانم در حرم باران گرفت
اشـک هایم اشتیـاقِ جمکرانم می دهند
مادرِ پیرم مرا نـذرِ خراسـان کرده است
شک ندارم حاجتم را تا جـوانم می دهند
ابراهیم زمانی