شعر شهادت حضرت زهرا (س)

بیا ای تمام کَس و کار من
شفای نفس های تب دار من

بیا تا کمی گریه از غم کنیم
کمی داغ این شعله را کم کنیم

کنارم بیا تا نگاهت کنم
پریشان شدی..رو به راهت کنم

برای تو نان پخته ام مرد من
کمک کرده خیلی به مادر،حسن

بمیرم..نبینم تورا اینچنین
بمیرم علی جان که خوردی زمین

به جان خودت حال من بهتر است
تو هستی و احوال من بهتر است

بمیرم که بغض اینقدَر کرده ای
تو با گریه شب را سحر کرده ای

تورا احترامت نکرده کسی؟
ببینم سلامت نکرده کسی؟

به جای همه من فدایت علی
بمیرم الهی برایت علی

نبینم پریشان شده موی تو
نبینم که درهم شده روی تو

عزیزم تو آقای این خانه ای
بیا تا به مویت زنم شانه ای

اگرچه به مهر تو دل بسته ام
به جان تو از زندگی خسته ام

فدائیِ تو در مدینه منم
به زودی از این خانه پر می زنم

قرار من و تو علی کربلا
حسینم بماند زیر دست و پا

الهی بمیرم برای حسین
برای غم کربلای حسین

ز بی جانی اش دست و پا می زند
بمیرم که من را صدا می زند

 آرمان صائمی

نمایش بیشتر

اشعار مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

دکمه بازگشت به بالا