خوردن باده زدستان علی چون هدف است
ساقی بزم الست میکده اش درنجف است
کلب این بارگهم ازتودعا میخواهم
من زدست توفقط کرببلا میخوام
خوردن باده زدستان علی چون هدف است
ساقی بزم الست میکده اش درنجف است
کلب این بارگهم ازتودعا میخواهم
من زدست توفقط کرببلا میخوام
فقیر و بی کس و کارم اغثنی یا الله
به جز امید چه دارم؟ اغثنی یا الله
هزار توبه شکستم دوباره برگشتم
سیاه گشته عذارم اغثنی یا الله
پدرم مرد با خدایی بود
مهربان بود مثل دریا بود
روی پیشانی پر از چینش
اثرات سجود پیدا بود
نرو که مردم کوفه به فکر آزارند
که از اذیت و از بغض و کینه سرشارند
تو میروی چه کنم با اهالی این شهر
پس از تو حرمت مارا نگه نمی دارند
شکر خدا که حبِّ علی در وجود ماست
دربارهء علی همه گفت و شنود ماست
ما با علی سلوکِ الی الله می کنیم
اصلاً علی علیست که سِیر صعود ماست
جاى ناله زدن آماده کنید
تابوتى برا من آماده کنید
فاطمه منتظره باید برم
زود برید یک کفن آماده کنید
قبل از آنکه بنویسند جزای همه را
می سپارند به تو قدر و قضای همه را
شب قدر است ولی قدر نمی دانیمت
که تو باید بدهی اجر و سزای همه را
هر جا که نام حیدر کرار می آید
اشهد ز نای گنبد دوار می آید
گشتن پی ِ معنای سِرُّالله لازم نیست
تو “هو” بکش گنجینه ی اسرار می آید
نام ما را بنویسید گدایان علی
نوکرو حلقه به گوشان غلامان علی
صاحب کون و مکان است نباشد اغراق
تخت شاهی دوعالم بود از آن علی
(از زبان حضرت زینب سلام الله علیها)
تا نگاهت میکنم با غم نگاهم میکنی
گریه کردم رحم بر این اشک و آهم میکنی؟
جان مادر حرفی از رفتن نزن دق میکنم
من کنار بسترت تا صبح هق هق میکنم
کوفه, مدینه بود مگر؟ التهاب داشت
محراب, کوچه بود مگر؟ اضطراب داشت
تیغ عدو کجا و سَرِ سِرِّ عدل و داد !
دشمن دوباره بر سر نیزه کتاب داشت
رسیده اند سه تایی سرِ قرار نجف
پیمبر و اسد الله و کردگار نجف
کنار حضرت ایوان سر مزارِ علی
خدا گذاشته با جسم خود قرار نجف