ما گدایان قم و شهر خراسان هستیم
عاشق و در به در و بی سر و سامان هستیم
خاک زیر قدم ذریه ی زهراییم
نسل در نسل همه نایب سلمان هستیم
ما گدایان قم و شهر خراسان هستیم
عاشق و در به در و بی سر و سامان هستیم
خاک زیر قدم ذریه ی زهراییم
نسل در نسل همه نایب سلمان هستیم
مهربانی کریمه ای خانم
بانوی بی بدیل معصومه
التماس قنوت گریه ی من
الدخیل الدخیل معصومه
بعد روز دهم به هر مجلس
راوی و روضه خوان شدی بانو
من چه گویم؟ که در کلام حسین
“بهترینِ زنان” شدی بانو
ضرب داس باغبان ساقه ی گل را میشکست
بلبل از فرط غریبی به تماشا مینشست …
شاعر : علیرضا انصاری
ای به قم آفتاب قلب جهان
دخت موسی سلاله ی قرآن
عمه و دخت خواهر سه امام
مادر کل عالم امکان
سرگشته ی مسیر عبور برادری
تو از تمام فاطمیان , زینبی تری!
آرام و باوقار و صمیمی و چاره ساز
الحق که نور دیده ی موسی بن جعفری
ای سایه یِ بالا سر ِ خواهر, برادر
ای جانِ از جانِ خودم بهتر, برادر
خواهر همان احساس مادر بر برادر
دارم برایت می شوم مادر, برادر
از روز اول دل به عشق تو سپردم
جمعه به جمعه بین ندبه غصه خوردم
حرف تو که آمد وسط … مثل همیشه
دندان حسرت را به روی هم فشردم
آسمان در طلوع یک خورشید
میکند روزهای خود تمدید
این چه نوریست در افق پیدا
این چه نوریست نور عشق و امید
ببخش همسرم خانه امنت نبود
بمیرم زمین گیر حیدر شدی
دعا کن بمانی, که شاید گلم
دوباره خدا خواست مادر شدی
نگه به حال دلم کن که بابت تو فقط
نشسته ام بنویسم ز ساحت تو فقط
دوباره قسمت من شد قلم به دست شوم
نشسته ام بنویسم به رخصت تو فقط
جان رافقط به مقدم جانان فدا کنید
قد رافقطبه محضرمولا دوتا کنید
فرقی نمی کند که بگویید علی علی
یا دررکوع وســجده خدایا خدا کنید