بازهم نیمه ى شب گریه و آه آوردم
به در خانه ى تو باز پناه آوردم
روسیاهم که نشد توبه ى من مقبولت
واى بر من که فقط بار گناه آوردم
بازهم نیمه ى شب گریه و آه آوردم
به در خانه ى تو باز پناه آوردم
روسیاهم که نشد توبه ى من مقبولت
واى بر من که فقط بار گناه آوردم
باز هم لخته ىِ خون روىِ سَرَت مى بینم
من بمیرم ! چِقَدَر روىِ شما آشفته ست
تَرَکِ روىِ سَرَت خوب نشد…من چه کنم
از چه رو اینهمه گیسوى شما آشفته ست؟