غیر جنون غیر عشق کار ندارد
این دل دیوانه اختیار ندارد
صحبت یار است و یک لحظه عبورش
حق بده قلبم اگر قرار ندارد
غیر جنون غیر عشق کار ندارد
این دل دیوانه اختیار ندارد
صحبت یار است و یک لحظه عبورش
حق بده قلبم اگر قرار ندارد
(به حق گریه های بی صدامون
به عرشت میرسه امشب صدامون
خدایا بردا از عمری که دادی
بزارش روی عمر مادرامون)*
غیرت شیعه هنوز از جنم عباس است
تکیه گاه دل دنیا علم عباس است
در جهانی که سیاهی شده رنگِ هر روز
روشنیِ دل ما، اشک غم عباس است
شِش ماهـه آمد زودتر از لحظـه ی موعــود
هرآنچه باید داشت را شش ماهه شامِل بود
خورشـیدِ سوّم آمد و با چشـمِ خود دیدند
شـعبـان از آن آغـاز هم یک مـاهِ کامِـل بود
وقتی حلول میکنه ماه رجب
خدا به عاشقا نظر میکنه
نوای یا علی که میره بالا
گلوی آسمونو تر میکنه
لحظه لحظه عمر ما با عشق تدوین میشود
تلخ کامی های ما با روضه شیرین میشود
کفه اعمال ما از نور سجده خالی است
این سبک وزنی به نور اشک سنگین میشود
صـدا صـدای دَر و مـادری که پشـتِ دَر است
صدا صدای شکستن , دَری که شعله ور است
حـرامـزاده چـنـان با لگد به دَر کوبـیـد ,
که بارِ شیشه شکست و دو دست , روی سَر است
فیض روح القدس عالم معنا زهرا
تا به معراج کشانده ست نبى را زهرا
مصطفى خواسته اش خواستن فاطمه بود
رفت معراج که آخر برسد تا زهرا
میخواهی از فردا بگویم یا گذشته؟
یا حال و روزی که در این شبها گذشته؟
در روضه یاد کربلا هستم, غمم را
میفهمد آنکه تشنه از دریا گذشته
نوشتم غیرت ایرانیات و
ندیدم عشق پاکستانیات و
میون جون فداهای تو بی بی!
بمیرم غربت افغانیات و…
محسن ناصحی
هر کس که بین وادی کنعـان توقّـف کرد
در بیت الاحزان گریه از هجران یوسف کرد
حسرتْ کشِ دوران شدیم از آن زمانی که
“دُردی کشی”از جام غم ,ما را تعارف کرد
یکروز همه قدم قدم می آییم
تا صحن بقیع با علم می آییم
فعلا سرمان به فتنه سازان گرم است
وقتش برسد “ریاض” هم می آییم
علی اکبر لطیفیان