به نام حضرت پروردگار یا زینب
فقط دوای دل بیقرار یا زینب
و ذکر مردم شب زنده دار یا زینب
براین کویر دو چشمم ببار یا زینب
به نام حضرت پروردگار یا زینب
فقط دوای دل بیقرار یا زینب
و ذکر مردم شب زنده دار یا زینب
براین کویر دو چشمم ببار یا زینب
بس که با خود ماتم از کرب و بلا برداشته
بوی غصه کوچه های شام را برداشته
این دوتا تا عرش بالا رفته که گلدسته نیست
زینب است و دست های بر دعا برداشته
کوکب دردانه عصمت نگین اش زینب است
آیه ایاک نعبد , نستعین اش زینب است
رتبه ممسوسه فی ذات در تسخیر اوست
جلوه مستغرق رب, دستچین اش زینب است
قلبم دوبـاره بی سر و سامـان زینب است
دستم همیشه چنگ به دامـان زینب است
ملـک خـدا به گـرد سـر و جـان زینب است
عالم همه چو گـوی به دستـان زینب است
و قبل از اینکه مرا هم از این سرا ببرید
کمک کنید مرا سمت کربلا ببرید
تمام قامت من را شکسته داغ حسین
کمک کنید مرا دست بر عصا ببرید
چشم هایم دوباره بارانیست
حال و روزم پر از پریشانیست
هر تپش آه میکشم با درد
نفسم بین سینه زندانیست
کیست زینب همیشه بی همتا
نورِ مستورِ عالمِ بالا
کیست زینب نفس نفس حیدر
کیست زینب تپش تپش زهرا
تمام دارو ندارم فدای تو زینب(س)
خوش آن دمی که بمیرم برای تو زینب(س)
چه ارج و قرب و مقامی گرفته است بانو
هرآن کسی شده مبتلای تو زینب(س)
در چشمهای منتظرم نا نمانده است
یک چشم هم برای تماشا نمانده است
از بَسکه گریه کرده ام و خون گریستم
اَشکی برایِ دخترِ زهرا نمانده است
گرچه ما را ز نسل غم خواندند
عاشقت را چه محترم خواندند
با تو از شوکت علم خواندند
هرچه خواندند از تو کم خواندند
درمحفلی که نام تو باشدگناه نیست
غیرازدودست تو بخدا تکیه گاه نیست
در مکتب تو بحث سفید وسیاه نیست
حالم بدون یاد نجف رو به راه نیست
بسم حق… بسم محمد… بسم سلطان نجف
سینه ام آتش گرفت از داغ هجران نجف
تشنه ام من تشنه ی خورشید تابان نجف
“گر زبانزد هست گرمای بیابان نجف