یا اخا بی تو نخواهم همهی دنیا را
به دلم ریخته این دشت، همه غمها را
از همان لحظه که شد خیمه بپا، قلبم ریخت
هر طرف میشِنوم زمزمهی زهرا را
یا اخا بی تو نخواهم همهی دنیا را
به دلم ریخته این دشت، همه غمها را
از همان لحظه که شد خیمه بپا، قلبم ریخت
هر طرف میشِنوم زمزمهی زهرا را
یا رب مرا آواره جز این در مگردان
دیگر گدای خانهای دیگر مگردان
غیر علی منکه کس و کاری ندارم
هرگز اسیرِ کَس، بهجز حیدر مگردان
آقا به غیر آه نوایی دگر نداشت
آهِ امام در دل سندی اثر نداشت
در زیر تازیانه امانش بریده شد
معلوم بود یک دو نفس بیشتر نداشت
آرامشم شدی که به اینجا رسیدهام
سرمایهام شدی که ز دنیا بریدهام
آنجا که روضهء زهرا شده به پا
جز ذکر ولی و نور خدا من ندیدهام