کاروانی پر از نور

میرسد ناله و آه از طرف عرش خدا
شد حسینیه گریه همه ارض و سما
همه ی عالمیان غرق غم وشور و عزا
روضه خوان فاطمه وگریه کنش عالم ها
که رسید است حسین بن علی کرببلا

زلف پریشان

چگونه شکر بگویم که زنده ماندم من
به ماه روضه تو خویش را رساندم من

چگونه شکر بگویم اجل امانم داد
که باز چشم تر من به بیرقت افتاد

آغاز گریه

بسم رب الفاطمه آغاز کردم گریه را
از گلوی بغض هایم باز کردم گریه را
مثل یک مادر که فرزندش زدستش می رود
اقتدا کردم به او ابراز کردم گریه را

سیاه پوشان

به اذن حضرت مولا شدم کبوتر تو
که بال و پر بزنم پای روضه ی سر تو
ببخش با پر زخمی , به زحمت افتاده
لباس نوکریم را بریده مادر تو

به عشق یا علی

به عشق یا علی گفتن زبان در کام می چرخد
که چرخ زندگی با بردن این نام می چرخد
بگویم دام یا کعبه عجب خالیست برویش
که قبل صید گشتن دام دور دام می چرخد

عشق ازلی

حکم کردند که بی عشق نفس مذموم است

شکر این سینه به عشق ازلی محکوم است

از رضایی شدن تک تک ما معلوم است

دل مسلمان شده ی فاطمۀ معصوم است

عشق ازلی

«حق روز ازل کل نعم را به دلم داد»
بر روی سرم سایه عشق علی افتاد
از لطف خدا شد دل تنگم علی آباد
هر ذره ای از جان و تن من شده فریاد

تشنه منم

تشنه منم حضرت دریا علی
پست منم عالی و اعلا علی
مست منم ساقی دلها علی
ذکر هر آنکس که بود با علی

آمدم جبران کنم

آمدم دیرآمدم اما به هر حال آمدم
دل شکسته دل پریش و بی پر و بال آمدم

آمدم جبران کنم اما نمیدانم چطور
بس گنهکارم خدا آشفته احوال آمدم

علی جانم

به احترام مناجات نیمه شبهایش
خدا گذشت ز ما شیعیان رسوایش

علی اجازه نداد آبروی ما برود !
چه دین ها که ندارد گدا به مولایش..

یا علی

یا علی چشم تو نازم که بهشت دگر است
گرد و خاک ره تو اختر و شمس و قمر است
تو که جای خودت ای شیر خدا در مردی
قنبرت از همه دهر به والله سر است

دم علی آه علی

غم علی غصه علی ناله علی درد علی
دم علی آه علی خسته ترین مرد علی

گرمی جنگ به شمشیر علی بود ولی
پیش هر اشک یتیمی عرق سرد علی

دکمه بازگشت به بالا