موسی علیمرادی

شعر شهادت حضرت زهرا (س)

فاطمه اعجاز کن

دیده ات را باز کن بر زخم ما مر هم ببند
این چنین مگذار مارا بار ما را هم ببند

مشکل افتاده به کارم فاطمه اعجاز کن
بار دیگر پلک های زخمی ات را باز کن

بیشتر بخوانید »

دسته‌بندی نشده

حرمت نان نمک

دست در دست حسن بود که بیرون آمد
مهر با ماه از اشراق مدینه سر زد

سوی مسجدبه شکوه و عظمت گشت روان
گوییا حیدر کرار رود در میدان

بیشتر بخوانید »

شعر ولادت حضرت زينب (س)

عمه سادات

آنانكه عاشقند و به شیعه ملقبند
از هدیه های خاص خدایی لبالبند
لیلا اگر كه سر طلبد سر بیاورند
آماده اشاره یك دم از آن لبند
بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت معصومه (س)

شور عشق

اگر به دست خزان باغ بی بری بانو
ولی به روی فلک سایه گستری بانو
به سوی قم که قدم می نهی علم بردوش
به شانه عرش خدا را می آوری بانو

بیشتر بخوانید »

اشعار ویژه (پیشنهادی)

بیمار

من مست علی هستم هشیار نخواهم شد
وزخواب خوش مستی بیدار نخواهم شد

مقصود من از باده دیدار رخ ساقی است
من مست ز می قدرِ دیدار نخواهم شد

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات امام حسن عسكری (ع)

غریبستان

یا علی گفتیم وراه عشق را پیموده ایم
در پناه بیرق آل علی آسوده ایم
سربه روی خاک پای آل زهرا سود ه ایم
از همان بدو تولد سامرایی بوده ایم
گر چه حق این سینه ها را کربلایی آفرید
سائلان کربلا را سامرایی آفرید

بیشتر بخوانید »

شعر مدح امام حسين (ع)

ستون دین

من حسینی هستم و روضه ستون دین من
نوکری نوکرانت در جهان آیین من
تا غمت بر دل نشسته عیش می خواهم چه کار؟
شادی هر دو جهان دار دل غمگین من

بیشتر بخوانید »

شعر اربعين

دلتنگ کربلا

ای وای بر اسیری کز قافله جدا ماند
رفتند دوستانش او بین شهر جا ماند

بیشتر بخوانید »

شعر مصائب اسارت شام

ریسمانِ بازویم

چنان به جای تو در هر کجا سخن گویم
که خلق جزتو نبیند تجلی از سویم

به جنگ آمده ام با کلام چون تیغم
حمایلم شده این ریسمانِ بازویم

بیشتر بخوانید »

دسته‌بندی نشده

تلخ ترین

ای پسر بی بدل آفتاب
دیده تو وصف زلالی آب
پلک تو باشد ورقی از کتاب
پلک بزن سوره نوری بتاب

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن