موسی علیمرادی

شعر مصائب اسارت كوفه

سالار زینب (س)

از روی نیزه بر من غمگین نظاره ای
حرفی کنایه ای سخنی یا اشاره ای

پلکی بزن که حال حرم روبه راه نیست
کافی است بزم سوختگان را شراره ایبیشتر بخوانید »

امام حسين (ع) - شعر شب عاشورا

کمی آرام برو

کمی آرام برو کم شود این خون جگری
برده ای دل زهمه کاش زمن جان ببری
من هنوزم به دلم مانده تماشات کنم
چقدر زود شد ایام وصالت سپریبیشتر بخوانید »

شعر وروديه محرم

بسم رب الفاطمه

بسم رب الفاطمه آغاز کردم گریه را
از گلوی بغض هایم باز کردم گریه را
مثل یک مادر که فرزندش زدستش می رود
اقتدا کردم به او ابراز کردم گریه را بیشتر بخوانید »

شعر وروديه محرم

ماه روضه

چگونه شکر بگویم که زنده ماندم من
به ماه روضه تو خویش را رساندم من

چگونه شکر بگویم اجل امانم داد
که باز چشم تر من به بیرقت افتادبیشتر بخوانید »

شعر ولادت امام رضا (ع)

گدای رضاییم

خوشا ما که همسایه جنتیم
به خان کریمش همه دعوتیم
گدای رضاییم و در عزتیم

به دست کریمش چه خوش عادتیم
رضا پادشاه است و ما رعیتیمبیشتر بخوانید »

دسته‌بندی نشده

جانم حسن

از روز ازل مست می نوکری ام من
دلداده ی این طایفه ی دلبری ام من
ای ساقی کوثر بده پیمانه به دستم
هرقدر بریزی به خدا مشتری ام من بیشتر بخوانید »

شعر ولادت امام حسن (ع)

حی علی الکریم

مقصود عشق حس شعوری خدایی است
احساس اولین قدم آشنایی است

عشقی که ابتدای ازل ابتدای اوست
عشقی که مرز نقطه بی انتهایی استبیشتر بخوانید »

شعر وفات حضرت خديجه (س)

یا عزیز الله

افتخار دین و آیین را اگر می شد سرود
شعر اول از خدیجه لب به گفتن می گشود

ای که بر شأن بلندت کوه ها زانو زدند
وی که بر خاک قدمهایت فلک دارد سجودبیشتر بخوانید »

شعر مناجات با خدا

ماه صیام

حالا که مهمان تو در ماه صیامم
بر تشنه کام کربلا اول سلامم
مانند طفلی که زبان تازه گشوده است
با اشک روضه وا شود بر توبه کاممبیشتر بخوانید »

شعر مناجات با خدا

ماه صیام

حالا که مهمان تو در ماه صیامم
بر تشنه کام کربلا اول سلامم
مانند طفلی که زبان تازه گشوده است
با اشک روضه وا شود بر توبه کاممبیشتر بخوانید »

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن