آیینه ای که گل به صفایش معطر است
فرزند پاک طینت مکه پیمبر است
آن کودک یتیم که با لطف کردگار
از جمع جن و انس و ملک نیز برتر است
آیینه ای که گل به صفایش معطر است
فرزند پاک طینت مکه پیمبر است
آن کودک یتیم که با لطف کردگار
از جمع جن و انس و ملک نیز برتر است
سامرا یک حقیقت محض است
سامرا ریشه در عزا دارد
هیچ جای جهان نمی بینی
غربتی را که سامرا دارد
این عشق را که در دل آدم گذاشتند
بر سفره اش به جای نمک، غم گذاشتند
قرآن شناس های جهان، هر چه داشتند
در شرح این سه آیهی محکم گذاشتند
ای کاش تنها عاشق زار تو باشم
ای یوسف زهرا خریدار تو باشم
هر لحظه از عمرم به دنبال تو بودم
تا لایق یک لحظه دیدار تو باشم
غمت ز خاطر هفت آسمان نخواهد رفت
شکوه داغ تو از یادمان نخواهد رفت
تو مادر ملکوتی، دعای هیچ کسی
بدون اذن شما، آسمان نخواهد رفت
در اعتکاف کنج ایوان طلایم
آوارهی راه نجف تا کربلایم
این راه، راه مهدی صاحب زمان است
ای کاش باشد در کنارش رد پایم
چه زیباست غرق رهایی شدن
رها در حریم خدایی شدن
در آغوش پروانه ها پر زدن
شبیه کبوتر، هوایی شدن
خسته جانم، خسته از شوق تماشایی که نیست
مانده ام با داغ بی پایان زهرایی که نیست
خانه بعد از رفتن بانوی من غمخانه است
تشنهام در ساحل غمگین دریایی که نیست
ای که از کودکیام پای غمت پیر شدم
بر در خانهی تو بسته به زنجیر شدم
من که با چای تو یک عمر نمکگیر شدم
جز تو از عالم و آدم بهخدا سیر شدم
ای که در پایت غزلهای فراوان ریخته
در نگاهت شوری از امواج طوفان ریخته
روی نی لبهای خونین تو زیباتر شده
من خودم دیدم از آن آیات قرآن ریخته
تمام حاجت ما را به ما خدا داده
میان این همه کشور به ما رضا داده
دلم هوای طواف دور مرقدش دارد
دلم هوای زیارت به مشهدش دارد
علی شاه علی ماه, علی نصر من الله
علی ورد لب هر دل آگاه
علی اصل وجودم, علی بود و نبودم, علی روی سجودم
علی ذکر لب رب ودودم