شعر مدح و مناجات امام حسن (ع)

سعادت عالم

پرواز می کنم به خدا با حسن حسن
دردم همیشه گشته دوا با حسن حسن

مانند سال های گذشته قبول کرد
زهرا حسین حسین مرا با حسن حسن

اُمّت حسن

شعرِ من واژه ی من لُبِّ کلامم حسن است
شب سلامم حسن و صبح سلامم حسن است

با حسن زنده و با عشق حسن خواهم مُرد
حُسنِ مطلع حسن و حُسنِ ختامم حسن است

قرص قمر

اگر کریم توئی سائلی نمی ماند
میان بنده و رب حائلی نمی ماند

اگر بگیری از این بنده ها گدائی را
برای عمر بشر حاصلی نمی ماند

اجر ریاضت ها

زشت است درد خویش را هرسو کشیدن
از غیر خاکت منت دارو کشیدن
اصلا مژه بر چشم من خاصیتش چیست؟
غیر از قدمگاه تو را جارو کشیدن

حسن جان

تا که بر روی لبم «حسن جان»دارم
از همین نامِ مبارک به دلم جان دارم

او ز دستانِ کریمانه عطا فرموده..
هر چه دارم همه از لطفِ کریمان دارم

امام کریم

شدی کریم که سائل تو را صدا بزند
بجای این‌ که قدم با بخیل‌ ها بزند

کلیم طور تو هرکس نشد امام کریم
نمی شود برود حرف با خدا بزند

ما گداییم

هرکه دیدست تو را گفته که ماشاالله
قامتت قامت سرو است و رُخت همچون ماه

نه فقط اهل زمین بلکه رسید از ملکوت
بانگ “لا حول و لا قوه الا باالله”

ماه کامل

تا که ذکر تو بجوشد دهن آمد به وجود
از دم و بازدم تو سخن آمد به وجود

بین ابروی تو پیوسته و بازو در هم
موقع جنگ دو شمشیر زن آمد به وجود

برایِ حسن

کَرَم برایِ حسن شد حرم برای حسین
قَلم برایِ حسن محتـشم برایِ حسین

کسی که می زند اینْ سان نَفَس هنرمند است
که دَم برایِ حسن بازدَم برایِ حسین

دعای حسن

نفس میکشم در هوای حسن
شدم از ازل مبتلای حسن
چراغ شبستان دینداری ام
شده اشک در روضه های حسن

جانم حسن

از اهل منبر این روایت را شنیدم
در روضه ی غربت به این مطلب رسیدم

و حاصل کل خدائی خداوند
دو مصرع شعر خدا در اولین بند

یا امام حسن(ع)

بالی که پر نریخت برای تو بال نیست
فطرس شدن به پای شما هم محال نیست

فطرس به این کبوتر پر بسته یاد داد
بال شکسته نیز همیشه وبال نیست

دکمه بازگشت به بالا