شعر مدح امام حسين (ع)

ارباب من

یکدفعه عاشقم شد و کم کم مرا خرید
زیبا و زشت هرچه که بودم مرا خرید

مانند «جُون» قبل مُحَرَم شدم غلام
مانند «عُون» بعد مُحَرَم مرا خرید

بوی خاک کربلا

زائری دیدم که دارد چشمِ تر می‌آورد
یک نفر هم نذر پاهای تو سر می‌آورد

کفتری دیدم که از بالابلندِ گنبدت
نذر چوبِ جاروی صحن تو پر می‌آورد

تو قـبله ای

من اهل آسمانم اگر خاک این دَرَم
شاه دوعالمَم که در این خانه نوکرم
افـتاده سایه یِ عَلمت بر روی سرم
تو قـبله ای و قبـله نمایی و دلبرم

پادشاه کربلا

سگی از صاحبش روزی جدا شد
گرفتار هوس ها و هوی شد

براه افتاد در هر کوی و برزن
گمان می کرد آزاد و رها شد

یا اباعبدالله(ع)

به چشمه های زمین داد آبرویش را
به شاخه های درختان نوشت مویش را

شکفت با نفس تیغ و خنجر و آنگاه
به بادهای پس از خود سپرد بویش را

شب زیارت ارباب

هوا هوای حسینیه ها شب جمعه
رسیده این دل من تا خدا شب جمعه

شب زیارت مخصوص سیدالشهدا ع
شب زیارت ارباب ما شب جمعه

طبیب دل بیمارم

عشقت غبار از دل غمبار می کشد
عکس تورا به آینه یِ تار می کشد

ناله اگر بلند شود از سَر ِ جگر
حتماً طبیب را سویِ بیمار می کشد

غُصه حکایت می کند

بشنو از دشت بلا غُصه حکایت می کند
سر به نی خاموش سرداری روایت می کند

چون پدر بر روی نی قرآن تلاوت می کند
 دختری هم از جدایی ها شکایت می کند

ساکن کربلا

با سلامی می‌شوم هم‌کاروان زائران
در به رویم باز کن ای میزبان زائران

سفره‌ات را پهن کن ای سفره‌دار کربلا
خرج کن سهمیه‌ای از آب و نان زائران

یکسالِ دیگر

شد عشق تو دارٱلشفا یکسالِ دیگر
نام تو شد مشکل گشا یکسالِ دیگر

حاجتروایم کردی و شرمنده ات شد
این رو سیاهِ بی وفا یکسالِ دیگر

قبل از الست


هرکس که در معامله با دوست غم خرید
حتی اگر زیاد خریده ست , کم خرید

قبل از الست بود که ما گریه کن شدیم
ما را برای روضه ی خود در عدم خرید

دل خسته ی ما

با شما حال خراب دل ما خوب تر است
وسط خیمه ی تو حال و هوا خوب تر است

نیمه شب ها وسط نافله, گریانم کن
سینه زن که بشود اهل بکا خوب تر است

دکمه بازگشت به بالا