شعر مدح امام حسين (ع)

روی لبم ذکر خدا

ای شعله ها!تا صبح میل پر زدن دارم
پروانه می داند که قصد سوختن دارم

امروز اگر در روضه ها خونِ جگر خوردم
فردا میان سینه ام دُرِّ یمن دارم

این زندگی بی روضه‌ها لطفی ندارد
دنیای ما بی کربلا لطفی ندارد

تا کربلایت هست بین سینه زن‌ها
طوف حرم, سعیِ صفا لطفی ندارد

مدتی می‌شود

مانده‌ام بی‌کس و از عشق شما دور شدم
خوب داری خبر از من که چرا دور شدم

رفتم آنقدر به دنبال گناهانْ که دگر
در ته چاهم و از شرم و حیا دور شدم

حیران کربلا

خرم دلی که واله و حیران کربلاست
احسن به کافری که مسلمان کربلاست

“زٰارَالْحُسَین زٰارَ خدا فُوق عَرْشِهٖ” (عرشه ای)
یک گوشه از جلالت مهمان کربلاست

خانه‌یِ اربابِ کَرَم

دستِ ما گیر که در ورطه یِ غم می‌اُفتیم
یادِ ما باش که ما یادِ تو کم می‌اُفتیم

باید اینجا بنشینیم که ما را بخرند
گریه کن گریه وگرنه زِ قلم می‌اُفتیم

حسین جان

خاک من از تربت اعلاست , مال کربلا
دور , از اربابم و غرق ملال کربلا

ذکر تسبیحاتِ بعد از هر نمازم این شده
“ربنا صَلّ علیٰ ارباب و آل کربلا”

شعر مدح امام حسین ع

بهشت عالـَم امکان حریم توست حسین
نگاه من به دودست کریم توست حسین

تمام عرش مـُعلاّ شبیه فرش فقط…
به زیر پای گـدا و ندیم توست حسین

کربلا میبرى ام یا نه؟ بگو!

چه کمالى, چه جمالى, چه جلالى دارند!
سینه چاکان تو دیگر چه ملالى دارند؟!

غیر شاهنشهى تو که به دل ها برپاست
همه حکام جهان روز زوالى دارند

عطر سیب

زعطر سیب تو مدهوش دیدم کلِ عطاران عالم را

زپا انداخته داغِ غمِ عشقِ تو غمخواران عالم را

از ان لحظه که روی دست خود قنداقه ی شش ماهه را بردی

خدا داند بدهکار خودت کردی طلب کاران عالم را

پروانه

 

تا قیامت بنویسم اگر از پروانه
ندهم جز خبرى مختصر از پروانه

زندگى کردن عشاق تماما درس است
میشود یاد گرفت آنقدر از پروانه

نــامِ زیبـــای حسین

 

دل نیست , مگر آنکه شود جای حسین
غمناک شود , آب شود , پای حسین

عشقست و یا معجزه ای است شگفت
جمعیت بی دین , شده شیدای حسین

شب‌های جمعه کرب و بلا

فرقی نمیکند که چرا فرق میکند!
شب‌های جمعه کرب و بلا, فرق میکند

حتی گدای کرببلا, هر چه هم ندار
با یک گدای بی سر و پا فرق میکند

دکمه بازگشت به بالا