مـحــرم آمــده در کـوچــه هـاعـلـم بزنیـد
میـان سیـنـه خـود عـاشـقـان حـرمبزنیـد
کتیـبـه هـای حسـینـیــه عـطــرغــم دارد
دوبـاره بیتـی از آن شعــر محتشـمبزنیـد
مـحــرم آمــده در کـوچــه هـاعـلـم بزنیـد
میـان سیـنـه خـود عـاشـقـان حـرمبزنیـد
کتیـبـه هـای حسـینـیــه عـطــرغــم دارد
دوبـاره بیتـی از آن شعــر محتشـمبزنیـد
آن باده ای خوش است که نذر سبو شود
آن غصه ای خوش است که آه گلو شود
اصلاً به یک دوقطره نباید بسنده کرد
آن چشمه,چشمه است,که یک روز”جو” شود
من با حسین آدم و عالم خریده ام
دنیا و آخرت همه با هم خریده ام
شکر خدا که گریه کن روضه ها شدم
با چشمهام چشمه ی زمزم خریده ام
مننوکرم به خدمت ارباب دلخوشم
نوکرنبوده ای که بدانی چه می کشم
هرکس به عشق هیئت تو کرده خدمتی
منکفش جفت می کنم و مست و سرخوشم
ناریم و نور گشتن ما وقت می برد
کوریم و عادت به عصا وقت می برد
شاعر صبور باش که انزال “وحی شعر“
تا به “غزلسَرای حرا” وقتمی برد
آنروز که به داغ غمت مبتلا شدیم
دلخون تر از شقایق دشت بلا شدیم
مایادمان که نیست ولی راستی حسین
بادرد غربت تو کجا آشنا شدیم
نام تو بلند است به هرجا , خبری هست
هر جا که کریم است , گدا پشت دری هست
ما مشتری درهم اجناس تو هستیم
در کیسه بریز هرچه غم و خونجگری هست
عمری ستپا به پای شما سینه می زنیم
با نوحههای کرب و بلا سینه می زنیم
یا مثلتو به صبح و مسا گریه می کنیم
یا مثلتو به صبح و مسا سینه می زنیم
از آنخوشم که شدم نوکر سرای حسین
منمغلام کسی که بود گدای حسین
دو چشمداده خداوند تا که گریه کنم
یکیبرای حسن آن یکی برای حسین
یا سیدالشهید عزیز خدا حسین
ای نورچشم حضرت خیرالنسا حسین
محکمگره بزن دل ما را به زلف خود
ای میوهی دل علی مرتضی حسین
آقا چه می شود به غلامت کرمکنی
با گوشه نگاه دلش را حرم کنی
ازبس که با گنه دلتان را شکسته ام
لایق نیم نگه به دل مضطرم کنی
بلند بلند پیمبرتان ضجه میزند
بر آنچه آمده سرتان ضجه میزند
کرببلا که نیست قیامت به پاشده
ارض و سمای محشرتان ضجه میزند