روزازل به دست تو چشمم خریده شد
اصلابرای خون تو اشک افریده شد
بادست مادر تان برای تمام ما
پیراهنعزای محرم بریده شد
روزازل به دست تو چشمم خریده شد
اصلابرای خون تو اشک افریده شد
بادست مادر تان برای تمام ما
پیراهنعزای محرم بریده شد
بیبی مرا ز خانه ی خود رد نمیکند
درحق این غلام بدش بد نمیکند(۱)
بیبی مرا برای خودش پروریده است
بیبی مرا برای حسینش خریده است
منکه با تربت تو کام لبم باز شده
اصل این نوکریم از ازل آغاز شده
مادرم درس غلامی تو ام می آموخت
اولین پیرهن مشکی من را می دوخت
نفهمیدم چه شد نامش به دنیا در سرم افتاد
به سختی ها به کارم شد و قلبم در حرم افتاد
نفهمیدم چه شد رفتم به دامش در بساطش,وی
دعا کارش عطا شغلش,گره بر شاهکرم افتاد
گرچه یکی یکی و جدا می برندمان
شکر خدا به کرببلا می برندمان
ماه محرم است و زمان غرق ماتم است
باز این چه شورش است و کجا می برندمان؟
به خدا پای تو مولا, تا ابد میمانم
همه عمر من از کرب و بلا میخوانم
نام تو میبرم و در حرمت مهمانم
یا حسین بر لبم و فاطمه گوید جانم
بارِگاه با صفا را عشق است
گنبد و صحن وسرا را عشق است
عرش با آن همه هیبت گوید
حرم کرب و بلا را عشق است
جواد قدوسی
امیری حسین و نعم الامیر
به دام شما گشته ام من اسیر
اسیر تو و خواهرتم حسین
بمیرم اگر که بگویی بمیر
با حزن شما, زندگیم شد زیبا
با سینه زنی, عشق حسین, شد معنا
یک واژه که در آخر عمرم گویم
آن واژه فقط بُوَد, اباعبدالله
محمدمهدی عبدالهی
دلبرآن است که خون ریزد و تاوان ندهد
یا اگر هم بدهد خونعزیزان ندهد
ای که در کشتن ماهیچ مدارا نکنی
بکش امروز که جز تیغتو فرمان ندهد
طرح نویی به داستان دادی
گوشه ی مقتلی نشان دادی
بار دیگر بساط روضه و اشک
به سگت باز استخوان دادی
مستی است شرح “حا”و “سین” و “یا” و “نون” , تو!
نفروشم از باغ محبت قدر یک جو
با خشت های روضه ها در وسعت عشق
عمریست در قلبم بنا کردی قلمرو
توحید شالیچیان